palaeontologists

[ایالات متحده]/ˌpælɪɒnˈtɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/ˌpæliɑːnˈtɑːlədʒɪst/

ترجمه

n. دانشمندی که برای درک تاریخ حیات روی زمین، بقایای فسیلی را مطالعه می‌کند.

جملات نمونه

the experienced palaeontologist carefully brushed away the sediment.

paleontologist با تجربه با دقت رسوبات را از بین برد.

a young palaeontologist joined the research team last year.

یک متخصص دیرین شناسی جوان سال گذشته به تیم تحقیقاتی پیوست.

the palaeontologist analyzed the fossilized bone structure.

متخصص دیرین شناسی ساختار استخوان فسیلی را تجزیه و تحلیل کرد.

she is a renowned palaeontologist specializing in dinosaurs.

او یک متخصص دیرین شناسی مشهور است که در زمینه دایناسورها تخصص دارد.

the team's lead palaeontologist presented their findings.

متخصص دیرین شناسی ارشد تیم یافته های خود را ارائه داد.

the palaeontologist used carbon dating to determine age.

متخصص دیرین شناسی از کربن دار کردن برای تعیین سن استفاده کرد.

he became a palaeontologist after studying geology.

او پس از تحصیل در رشته زمین شناسی به یک متخصص دیرین شناسی تبدیل شد.

the palaeontologist discovered a new species of trilobite.

متخصص دیرین شناسی یک گونه جدید Trilobite کشف کرد.

the palaeontologist meticulously documented the excavation site.

متخصص دیرین شناسی محل حفاری را به دقت مستند کرد.

many palaeontologists work outdoors in challenging conditions.

بسیاری از متخصصان دیرین شناسی در شرایط دشوار در فضای باز کار می کنند.

the palaeontologist's research focused on mammalian evolution.

تحقیقات متخصص دیرین شناسی بر تکامل پستانداران متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید