palanquins

[ایالات متحده]/ˌpælənˈkiːn/
[بریتانیا]/ˌpælənˈkin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پوشش دار برای یک نفر، که توسط حاملان بر روی میله‌ها حمل می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

royal palanquin

قصر سلطنتی

palanquin bearer

باربر تخت

ornate palanquin

تخت تزئینی

palanquin ride

سوار شدن بر تخت

palanquin procession

گردش تخت

palanquin transport

حمل و نقل با تخت

palanquin design

طراحی تخت

palanquin style

سبک تخت

palanquin festival

جشنواره تخت

palanquin tradition

آداب و رسوم تخت

جملات نمونه

the bride arrived at the ceremony in a beautifully decorated palanquin.

عروس با یک پالانچین زیبا تزئین شده در مراسم حاضر شد.

during the festival, the palanquin was carried through the streets.

در طول جشنواره، پالانچین در خیابان‌ها حمل می‌شد.

the royal family used to travel in a lavish palanquin.

خانواده سلطنتی معمولاً با پالانچینی مجلل سفر می‌کردند.

in ancient times, a palanquin was a symbol of status.

در زمان‌های قدیم، پالانچین نمادی از مقام بود.

she felt like a queen being carried in the palanquin.

او احساس می‌کرد مثل ملکه است که سوار پالانچین شده است.

the palanquin bearers walked in rhythm, showcasing their strength.

حمل‌کنندگان پالانچین با ریتم راه می‌رفتند و قدرت خود را نشان می‌دادند.

they decorated the palanquin with flowers for the special occasion.

آنها پالانچین را با گل برای مناسبت خاص تزئین کردند.

the palanquin swayed gently as it was carried along the path.

پالانچین به آرامی به جلو و عقب می‌رفت در حالی که در مسیر حمل می‌شد.

traditionally, palanquins were used for transporting dignitaries.

به طور سنتی، پالانچین‌ها برای حمل مقامات استفاده می‌شدند.

he hired a palanquin for his daughter's wedding procession.

او برای رژه عروسی دخترش یک پالانچین اجاره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید