paleocortex

[ایالات متحده]/ˈpeɪliəʊˌkɔːtɛks/
[بریتانیا]/ˈpeɪliˌkɔrtɛks/

ترجمه

n. بخشی از قشر مغز که از نظر تکاملی قدیمی‌تر است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

paleocortex function

عملکرد قشرة باستانی

paleocortex structure

ساختار قشرة باستانی

paleocortex evolution

تکامل قشرة باستانی

paleocortex activity

فعالیت قشرة باستانی

paleocortex region

ناحیة قشرة باستانی

paleocortex pathways

مسیرهای قشرة باستانی

paleocortex neurons

نورون‌های قشرة باستانی

paleocortex connections

اتصالات قشرة باستانی

paleocortex role

نقش قشرة باستانی

paleocortex development

توسعه قشرة باستانی

جملات نمونه

the paleocortex is involved in processing emotions.

قشر باکورتکس درگیر در پردازش احساسات است.

research on the paleocortex reveals its role in memory.

تحقیقات در مورد قشر باکورتکس نقش آن را در حافظه نشان می دهد.

damage to the paleocortex can affect social behavior.

آسیب به قشر باکورتکس می تواند بر رفتار اجتماعی تأثیر بگذارد.

the paleocortex is part of the limbic system.

قشر باکورتکس بخشی از سیستم لیمبیک است.

scientists study the paleocortex to understand human evolution.

دانشمندان قشر باکورتکس را برای درک تکامل انسان مطالعه می کنند.

in some animals, the paleocortex is more developed.

در برخی حیوانات، قشر باکورتکس بیشتر توسعه یافته است.

the paleocortex has connections to various brain regions.

قشر باکورتکس اتصالات متعددی به مناطق مختلف مغز دارد.

studies show the paleocortex plays a role in olfactory processing.

مطالعات نشان می دهد که قشر باکورتکس نقش مهمی در پردازش بویایی دارد.

understanding the paleocortex can help in treating neurological disorders.

درک قشر باکورتکس می تواند به درمان اختلالات عصبی کمک کند.

the evolution of the paleocortex is a fascinating topic.

تکامل قشر باکورتکس موضوعی جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید