paleographist

[ایالات متحده]//ˌpæliˈɒɡrəfɪst//
[بریتانیا]//ˌpeɪliˈɑːɡrəfɪst//

ترجمه

n. شخصی که به مطالعه نوشته‌های باستانی و مخطوطات می‌پردازد.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the renowned paleographist carefully examined the ancient manuscript.

پژوهشگر دستخط قدیم معروف به دقت مانوسکرپت باستانی را بررسی کرد.

an expert paleographist deciphered the mysterious inscription.

یک پژوهشگر دستخط متخصص رمزگذاری نگارش مرموز را فهمید.

the paleographist specializes in medieval latin texts.

پژوهشگر دستخط در متن‌های لاتین میانه‌ای تخصص دارد.

the paleographist studies ancient greek handwriting.

پژوهشگر دستخط به مطالعه دستنویس‌های یونانی باستان می‌پردازد.

a skilled paleographist identified the forged document.

یک پژوهشگر دستخط ماهر مدرک تقلبی را شناسایی کرد.

the paleographist interprets historical calligraphy.

پژوهشگر دستخط به تفسیر دستنویس‌های تاریخی می‌پردازد.

the paleographist analyzes ancient inscriptions at the museum.

پژوهشگر دستخط در موزه به تحلیل نگارش‌های باستانی می‌پردازد.

a famous paleographist discovered a lost manuscript.

یک پژوهشگر دستخط معروف یک مانوسکرپت گم شده را کشف کرد.

the paleographist researches old manuscripts from the 15th century.

پژوهشگر دستخط به تحقیق در مانوسکرپت‌های قدیمی قرن ۱۵ می‌پردازد.

the paleographist examines fragile papyrus scrolls.

پژوهشگر دستخط به بررسی م้วه‌های پاپیروس نازک می‌پردازد.

the paleographist collaborates with historians on ancient texts.

پژوهشگر دستخط با تاریخ‌دانان در مورد متن‌های باستانی همکاری می‌کند.

the paleographist teaches students how to read ancient scripts.

پژوهشگر دستخط به دانشجویان یاد می‌دهد که چگونه متن‌های باستانی را بخوانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید