pallidities

[ایالات متحده]/pæˈlɪdɪtiz/
[بریتانیا]/pæˈlɪdɪtiz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت بی‌رنگ بودن؛ بی‌رنگی (فرم جمع pallidity)

عبارات و ترکیب‌ها

pallidities emerge

پالیدیتی‌ها ظهور می‌کنند

the pallidities

پالیدیتی‌ها

such pallidities

چنین پالیدیتی‌هایی

these pallidities

این پالیدیتی‌ها

visible pallidities

پالیدیتی‌های قابل دیدن

pallidities of skin

پالیدیتی‌های پوست

medical pallidities

پالیدیتی‌های پزشکی

initial pallidities

پالیدیتی‌های اولیه

pallidities disappear

پالیدیتی‌ها ناپدید می‌شوند

common pallidities

پالیدیتی‌های رایج

جملات نمونه

the pallidities of her skin indicated illness.

بیماری را نشان می‌داد.

the doctor noted the pallidities in his face.

پزشک ناپسخویی‌های روی صورت او را یادداشت کرد.

the pallidities of the moonlight made the scene eerie.

ناپسخویی‌های نور ماه صحنه را مخيف کرد.

several pallidities appeared on her cheeks.

چند ناپسخویی روی خودشان ظاهر شد.

the pallidities suggested a lack of sunlight.

ناپسخویی‌ها کمبود نور خورشید را نشان می‌داد.

we observed pallidities developing over weeks.

ما ناپسخویی‌ها را در طول هفته‌ها در حال پیدایش دیدیم.

the pallidities were visible under the lamp.

ناپسخویی‌ها زیر لامپ قابل دیدن بودند.

his pallidities worried his family.

ناپسخویی‌های او خانواده‌اش را نگران کرد.

the pallidities spread across her forehead.

ناپسخویی‌ها از روی چهره‌اش پراکنده شدند.

medical experts studied the pallidities.

متخصصان پزشکی ناپسخویی‌ها را مطالعه کردند.

the pallidities appeared after the treatment.

ناپسخویی‌ها پس از درمان ظاهر شدند.

they photographed the pallidities for medical records.

آن‌ها ناپسخویی‌ها را برای پرونده‌های پزشکی عکس گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید