palls with friends
دوستان با هم
palls in crime
همدست در جرم
palls for life
دوستان برای همیشه
palls at school
همکلاسی ها
palls on weekends
دوستان آخر هفته
palls for fun
همراه برای تفریح
palls in sports
هم تیمی ها
palls from childhood
دوستان دوران کودکی
palls at work
همکاران
palls for support
دوستان برای حمایت
the excitement of the party quickly palls after a few hours.
هیجان مهمانی پس از چند ساعت به سرعت کمرنگ میشود.
his constant complaints about work began to pall on his friends.
شکایتهای مداوم او در مورد کار شروع به خسته کردن دوستانش کرد.
once the novelty wears off, the game might start to pall.
وقتی تازگی آن از بین رفت، ممکن است بازی شروع به کماهمیت شدن کند.
the rich food at the banquet soon palls on the guests.
غذاهای لذیذ در مهمانی به زودی برای مهمانان خستهکننده میشود.
her enthusiasm for the project began to pall as challenges arose.
همانطور که چالشها ظاهر شدند، اشتیاق او به پروژه شروع به کم شدن کرد.
traveling can be exciting, but it sometimes palls after too many trips.
سفر میتواند هیجانانگیز باشد، اما گاهی اوقات پس از سفرهای زیاد کمرنگ میشود.
the thrill of the roller coaster palls after riding it multiple times.
هیجان سواری با شهربازی پس از سوار شدن به آن چندین بار کم میشود.
initially, the new hobby was thrilling, but it eventually palls.
در ابتدا، سرگرمی جدید هیجانانگیز بود، اما در نهایت کمرنگ میشود.
her jokes were funny at first, but they soon palls on the audience.
نخست شوخیهای او خندهدار بودند، اما به زودی برای مخاطبان خستهکننده شد.
as the days went by, the beauty of the landscape palls.
با گذشت روزها، زیبایی منظره کمرنگ میشود.
palls with friends
دوستان با هم
palls in crime
همدست در جرم
palls for life
دوستان برای همیشه
palls at school
همکلاسی ها
palls on weekends
دوستان آخر هفته
palls for fun
همراه برای تفریح
palls in sports
هم تیمی ها
palls from childhood
دوستان دوران کودکی
palls at work
همکاران
palls for support
دوستان برای حمایت
the excitement of the party quickly palls after a few hours.
هیجان مهمانی پس از چند ساعت به سرعت کمرنگ میشود.
his constant complaints about work began to pall on his friends.
شکایتهای مداوم او در مورد کار شروع به خسته کردن دوستانش کرد.
once the novelty wears off, the game might start to pall.
وقتی تازگی آن از بین رفت، ممکن است بازی شروع به کماهمیت شدن کند.
the rich food at the banquet soon palls on the guests.
غذاهای لذیذ در مهمانی به زودی برای مهمانان خستهکننده میشود.
her enthusiasm for the project began to pall as challenges arose.
همانطور که چالشها ظاهر شدند، اشتیاق او به پروژه شروع به کم شدن کرد.
traveling can be exciting, but it sometimes palls after too many trips.
سفر میتواند هیجانانگیز باشد، اما گاهی اوقات پس از سفرهای زیاد کمرنگ میشود.
the thrill of the roller coaster palls after riding it multiple times.
هیجان سواری با شهربازی پس از سوار شدن به آن چندین بار کم میشود.
initially, the new hobby was thrilling, but it eventually palls.
در ابتدا، سرگرمی جدید هیجانانگیز بود، اما در نهایت کمرنگ میشود.
her jokes were funny at first, but they soon palls on the audience.
نخست شوخیهای او خندهدار بودند، اما به زودی برای مخاطبان خستهکننده شد.
as the days went by, the beauty of the landscape palls.
با گذشت روزها، زیبایی منظره کمرنگ میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید