palmy

[ایالات متحده]/ˈpɑːlmi/
[بریتانیا]/ˈpɑlmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از نخل; موفق; رونق‌دار; استخراج‌شده از نخل‌ها
Word Forms
صفت تفضیلیpalmier

عبارات و ترکیب‌ها

palmy days

روزهای شامخ

palmy life

زندگی شامخ

palmy trees

درختان شامخ

palmy coast

ساحل شامخ

palmy paradise

بهشت شامخ

palmy skies

آسمان‌های شامخ

palmy dreams

رویاهای شامخ

palmy vibes

فضای شامخ

palmy retreat

بازنشستگی شامخ

palmy moments

لحظات شامخ

جملات نمونه

the palmy trees swayed gently in the breeze.

درختان نخل به آرامی در نسیم تاب می‌خوردند.

we enjoyed a palmy vacation by the beach.

ما از یک تعطیلات پربار در کنار ساحل لذت بردیم.

her palmy lifestyle impressed everyone at the party.

سبک زندگی پربار او همه را در مهمانی تحت تاثیر قرار داد.

the garden was filled with palmy plants and flowers.

باغ پر از گیاهان و گل‌های پربار بود.

he dreamed of living in a palmy paradise.

او رویای زندگی در بهشت پربار را داشت.

palmy days are perfect for outdoor activities.

روزهای پربار برای فعالیت‌های فضای باز عالی هستند.

the palmy atmosphere made the event feel festive.

فضای پربار باعث شد رویداد حس جشن‌گونه‌ای داشته باشد.

she wore a palmy dress that matched the tropical theme.

او یک لباس پربار پوشید که با مضمون گرمسیری مطابقت داشت.

they built a palmy resort for tourists to enjoy.

آنها یک استراحتگاه پربار برای لذت گردشگران ساختند.

palmy evenings are ideal for stargazing.

عصر‌های پربار برای تماشای ستارگان ایده آل هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید