| صفت تفضیلی | palmier |
palmy days
روزهای شامخ
palmy life
زندگی شامخ
palmy trees
درختان شامخ
palmy coast
ساحل شامخ
palmy paradise
بهشت شامخ
palmy skies
آسمانهای شامخ
palmy dreams
رویاهای شامخ
palmy vibes
فضای شامخ
palmy retreat
بازنشستگی شامخ
palmy moments
لحظات شامخ
the palmy trees swayed gently in the breeze.
درختان نخل به آرامی در نسیم تاب میخوردند.
we enjoyed a palmy vacation by the beach.
ما از یک تعطیلات پربار در کنار ساحل لذت بردیم.
her palmy lifestyle impressed everyone at the party.
سبک زندگی پربار او همه را در مهمانی تحت تاثیر قرار داد.
the garden was filled with palmy plants and flowers.
باغ پر از گیاهان و گلهای پربار بود.
he dreamed of living in a palmy paradise.
او رویای زندگی در بهشت پربار را داشت.
palmy days are perfect for outdoor activities.
روزهای پربار برای فعالیتهای فضای باز عالی هستند.
the palmy atmosphere made the event feel festive.
فضای پربار باعث شد رویداد حس جشنگونهای داشته باشد.
she wore a palmy dress that matched the tropical theme.
او یک لباس پربار پوشید که با مضمون گرمسیری مطابقت داشت.
they built a palmy resort for tourists to enjoy.
آنها یک استراحتگاه پربار برای لذت گردشگران ساختند.
palmy evenings are ideal for stargazing.
عصرهای پربار برای تماشای ستارگان ایده آل هستند.
palmy days
روزهای شامخ
palmy life
زندگی شامخ
palmy trees
درختان شامخ
palmy coast
ساحل شامخ
palmy paradise
بهشت شامخ
palmy skies
آسمانهای شامخ
palmy dreams
رویاهای شامخ
palmy vibes
فضای شامخ
palmy retreat
بازنشستگی شامخ
palmy moments
لحظات شامخ
the palmy trees swayed gently in the breeze.
درختان نخل به آرامی در نسیم تاب میخوردند.
we enjoyed a palmy vacation by the beach.
ما از یک تعطیلات پربار در کنار ساحل لذت بردیم.
her palmy lifestyle impressed everyone at the party.
سبک زندگی پربار او همه را در مهمانی تحت تاثیر قرار داد.
the garden was filled with palmy plants and flowers.
باغ پر از گیاهان و گلهای پربار بود.
he dreamed of living in a palmy paradise.
او رویای زندگی در بهشت پربار را داشت.
palmy days are perfect for outdoor activities.
روزهای پربار برای فعالیتهای فضای باز عالی هستند.
the palmy atmosphere made the event feel festive.
فضای پربار باعث شد رویداد حس جشنگونهای داشته باشد.
she wore a palmy dress that matched the tropical theme.
او یک لباس پربار پوشید که با مضمون گرمسیری مطابقت داشت.
they built a palmy resort for tourists to enjoy.
آنها یک استراحتگاه پربار برای لذت گردشگران ساختند.
palmy evenings are ideal for stargazing.
عصرهای پربار برای تماشای ستارگان ایده آل هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید