palmyra

[ایالات متحده]/pælˈmaɪərə/
[بریتانیا]/pælˈmaɪrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی درخت نخل، که به عنوان نخل پالمیرا نیز شناخته می‌شود؛ نوعی درخت نخل، که به عنوان نخل پالمیرا نیز شناخته می‌شود
Word Forms
جمعpalmyras

عبارات و ترکیب‌ها

palmyra tree

درخت نخل خرما

palmyra date

خرما نخل خرما

palmyra palm

نخل خرما

palmyra arch

طاق پالمیرا

palmyra ruins

آثار باستانی پالمیرا

palmyra city

شهر پالمیرا

palmyra site

محل پالمیرا

palmyra history

تاریخ پالمیرا

palmyra culture

فرهنگ پالمیرا

palmyra landscape

مناظر پالمیرا

جملات نمونه

palmyra is known for its ancient ruins.

پالميرا به خاطر آثار باستانی خود شناخته شده است.

many tourists visit palmyra every year.

هر سال بسیاری از گردشگران از پالمیرا بازدید می‌کنند.

the history of palmyra is fascinating.

تاریخ پالمیرا بسیار جذاب است.

palmyra was an important trade center in ancient times.

پالميرا در زمان‌های قدیم یک مرکز تجاری مهم بود.

archaeologists are studying the ruins of palmyra.

باستان‌شناسان در حال مطالعه بقایای پالمیرا هستند.

palmyra's architecture reflects its rich history.

معماری پالمیرا نشان‌دهنده تاریخ غنی آن است.

there are many historical sites to explore in palmyra.

بسیاری از مکان‌های تاریخی وجود دارند که می‌توان در پالمیرا کاوش کرد.

palmyra has been designated a unesco world heritage site.

پالميرا به عنوان یک میراث جهانی یونسکو تعیین شده است.

the beauty of palmyra attracts many photographers.

زیبایی پالمیرا بسیاری از عکاسان را جذب می‌کند.

palmyra is often referred to as the "pearl of the desert."

اغلب پالمیرا به عنوان "مهره صحرا" شناخته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید