panzer

[ایالات متحده]/'pænzə/
[بریتانیا]/'pænzɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله نقلیه زرهی
adj. زرهی
Word Forms
جمعpanzers

عبارات و ترکیب‌ها

panzer division

division زرهی

panzer tank

تانک زرهی

جملات نمونه

The panzer division launched a surprise attack.

دیویژن زرهی یک حمله غافلگیرانه را آغاز کرد.

The panzer tank rolled through the battlefield.

تانک زرهی در صحنه نبرد حرکت کرد.

The panzer unit was well-equipped and highly trained.

واحد زرهی به خوبی مجهز و آموزش دیده بود.

The panzer division was a key player in the offensive.

دیویژن زرهی یک عامل کلیدی در حمله بود.

The panzer battalion advanced towards the enemy lines.

گردان زرهی به سمت خطوط دشمن پیشروی کرد.

The panzer corps coordinated with the infantry for the attack.

هسته زرهی با پیاده نظام برای حمله هماهنگی کرد.

The panzer vehicle was heavily armored.

وسیله نقلیه زرهی به شدت زره پوش بود.

The panzer troops were on high alert.

نیروهای زرهی در حالت هوشیاری بالا بودند.

The panzer division suffered heavy casualties in the battle.

دیویژن زرهی تلفات سنگینی در نبرد متحمل شد.

The panzer tanks provided crucial support during the operation.

تانک‌های زرهی از حمایت حیاتی در طول عملیات برخوردار بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید