defenseless

[ایالات متحده]/dɪˈfɛns.ləs/
[بریتانیا]/dɪˈfɛnsləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون دفاع یا حفاظت؛ ناتوان از دفاع از خود؛ بدون حفاظت

عبارات و ترکیب‌ها

defenseless animal

حیوان آسیب‌پذیر

defenseless child

کودک آسیب‌پذیر

defenseless victim

قربانی آسیب‌پذیر

defenseless position

موقعیت آسیب‌پذیر

defenseless state

وضعیت آسیب‌پذیر

defenseless against

در برابر آسیب‌پذیری

defenseless against attack

در برابر حمله آسیب‌پذیر

defenseless creature

موجود آسیب‌پذیر

defenseless person

فرد آسیب‌پذیر

defenseless situation

شرایط آسیب‌پذیر

جملات نمونه

the defenseless puppy needed a home.

جوانی بی‌دفاع به خانه‌ای نیاز داشت.

in the wild, defenseless animals are often prey.

در طبیعت، حیوانات بی‌دفاع اغلب طعمه هستند.

she felt defenseless against the harsh criticism.

او در برابر انتقادات تند احساس بی‌کفایتی می‌کرد.

the defenseless villagers needed protection.

روستائیان بی‌دفاع به محافظت نیاز داشتند.

he was left defenseless in the argument.

او در بحث احساس ضعف و ناتوانی کرد.

the defenseless child cried for help.

کودک بی‌دفاع به کمک فریاد زد.

defenseless creatures deserve our compassion.

موجودات بی‌دفاع شایسته دلسوزی ما هستند.

the storm left the town defenseless.

طوفان شهر را در برابر خطر آسیب‌پذیر رها کرد.

he felt defenseless without his friends by his side.

او بدون حمایت دوستانش احساس ضعف و ناتوانی می‌کرد.

they attacked the defenseless fortress at dawn.

آنها در سپیده دم به قلعه آسیب پذیر حمله کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید