parachuted

[ایالات متحده]/ˈpærəʃuːtɪd/
[بریتانیا]/ˈpærəˌʃutɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته از چتر نجات؛ تحویل دادن با چتر نجات

عبارات و ترکیب‌ها

parachuted down

افتاد

parachuted in

وارد شد

parachuted out

بیرون رفت

parachuted away

دور افتاد

parachuted safely

به طور ایمن فرود آمد

parachuted quickly

به سرعت فرود آمد

parachuted above

بالای سر

parachuted nearby

نزدیک

parachuted last

آخرین

parachuted first

اولین

جملات نمونه

he parachuted from the plane with great excitement.

او با هیجان فراوان از هواپیما چتربازی کرد.

they parachuted into the remote area for the mission.

آنها برای انجام مأموریت به منطقه دورافتاده چتربازی کردند.

the soldiers parachuted at dawn to avoid detection.

سربازان در سپیده دم برای جلوگیری از شناسایی چتربازی کردند.

she bravely parachuted for the first time last weekend.

او با شجاعت برای اولین بار آخر هفته گذشته چتربازی کرد.

we watched as the skydivers parachuted gracefully to the ground.

ما شاهد بودیم که چتربازان با ظرافت به زمین چتربازی کردند.

he parachuted into the festival to surprise his friends.

او برای غافلگیر کردن دوستانش در جشنواره چتربازی کرد.

the instructor taught us how to parachute safely.

مربی به ما آموزش داد که چگونه به طور ایمن چتربازی کنیم.

they parachuted together to celebrate their anniversary.

آنها برای بزرگداشت سالگرد خود با هم چتربازی کردند.

after training, he felt ready to parachute solo.

پس از آموزش، او احساس کرد که برای چتربازی انفرادی آماده است.

the team parachuted in to conduct a rescue operation.

تیم برای انجام عملیات نجات چتربازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید