paraesthesia

[ایالات متحده]/ˌpær.əˈiːs.θi.ə/
[بریتانیا]/ˌpær.əˈiːs.θi.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حس غیرعادی در پوست بدون دلیل عینی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

chronic paraesthesia

گزنه مزمن

peripheral paraesthesia

گزنه محیطی

acute paraesthesia

گزنه حاد

paraesthesia symptoms

علائم گزنه

paraesthesia treatment

درمان گزنه

paraesthesia causes

علت های گزنه

paraesthesia relief

تسکین گزنه

paraesthesia diagnosis

تشخیص گزنه

paraesthesia management

مدیریت گزنه

paraesthesia evaluation

ارزیابی گزنه

جملات نمونه

she experienced paraesthesia in her fingers after the long flight.

او پس از پرواز طولانی دچار بی‌حسی و گزگز در انگشتان دست خود شد.

paraesthesia can sometimes indicate a nerve issue.

بی‌حسی و گزگز گاهی اوقات می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات عصبی باشد.

he reported paraesthesia in his legs after the surgery.

او پس از جراحی دچار بی‌حسی و گزگز در پا‌های خود گزارش کرد.

chronic paraesthesia can be quite uncomfortable.

بی‌حسی و گزگز مزمن می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد.

she sought medical advice for her recurring paraesthesia.

او برای بی‌حسی و گزگز مکررش به دنبال مشاوره پزشکی بود.

paraesthesia may occur due to prolonged pressure on a nerve.

بی‌حسی و گزگز ممکن است به دلیل فشار طولانی مدت روی یک عصب رخ دهد.

he felt paraesthesia after sitting cross-legged for too long.

او پس از نشستن طولانی مدت به صورت چهارزانو دچار بی‌حسی و گزگز شد.

paraesthesia is often described as a tingling sensation.

بی‌حسی و گزگز اغلب به عنوان یک حس گزگز توصیف می‌شود.

managing stress can help reduce episodes of paraesthesia.

مدیریت استرس می‌تواند به کاهش حملات بی‌حسی و گزگز کمک کند.

he was diagnosed with multiple sclerosis after experiencing paraesthesia.

او پس از تجربه بی‌حسی و گزگز به تشخیص اسکلروز چندگانه رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید