parathyroid

[ایالات متحده]/ˌpærəˈθaɪrɔɪd/
[بریتانیا]/ˌpærəˈθaɪrɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به غدد پاراتیروئید

عبارات و ترکیب‌ها

parathyroid hormone

هورمون پاراتیروئید

parathyroid gland

غده پاراتیروئید

parathyroidectomy procedure

روش برداشتن غده پاراتیروئید

parathyroid function

عملکرد غده پاراتیروئید

parathyroid disease

بیماری غده پاراتیروئید

parathyroid levels

سطح غده پاراتیروئید

parathyroid calcium

کلسیم غده پاراتیروئید

parathyroid assessment

ارزیابی غده پاراتیروئید

parathyroid tumor

تومور غده پاراتیروئید

parathyroid imaging

تصویربرداری از غده پاراتیروئید

جملات نمونه

the parathyroid glands regulate calcium levels in the body.

غدد پاراتیروئید سطح کلسیم در بدن را تنظیم می‌کنند.

hyperparathyroidism can lead to bone loss.

هایپرپاراتیروئیدیسم می‌تواند منجر به از دست دادن استخوان شود.

doctors often check parathyroid hormone levels.

پزشکان اغلب سطح هورمون پاراتیروئید را بررسی می‌کنند.

she had surgery to remove her parathyroid glands.

او برای برداشتن غدد پاراتیروئید خود عمل جراحی کرد.

parathyroid disorders can affect overall health.

اختلالات پاراتیروئید می‌توانند بر سلامت کلی تأثیر بگذارند.

calcium supplements may be necessary for parathyroid patients.

ممکن است برای بیماران پاراتیروئید مکمل‌های کلسیم ضروری باشد.

parathyroid imaging is used to locate tumors.

تصویربرداری پاراتیروئید برای یافتن تومورها استفاده می‌شود.

she studied the function of the parathyroid glands.

او عملکرد غدد پاراتیروئید را مطالعه کرد.

parathyroid hormone plays a crucial role in metabolism.

هورمون پاراتیروئید نقش مهمی در متابولیسم ایفا می‌کند.

patients with parathyroid issues may experience fatigue.

بیماران مبتلا به مشکلات پاراتیروئید ممکن است احساس خستگی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید