paratyphoids

[ایالات متحده]/ˌpærəˈtaɪfɔɪdz/
[بریتانیا]/ˌpærəˈtaɪfɔɪdz/

ترجمه

n. بیماری عفونی مشابه تیفوئید
adj. مربوط به یا مشخصه پاراتیفوئید

عبارات و ترکیب‌ها

paratyphoids infection

عفونت پاراتایفوئید

paratyphoids fever

تب پاراتایفوئید

paratyphoids outbreak

شیوع پاراتایفوئید

paratyphoids diagnosis

تشخیص پاراتایفوئید

paratyphoids treatment

درمان پاراتایفوئید

paratyphoids carrier

حامل پاراتایفوئید

paratyphoids symptoms

علائم پاراتایفوئید

paratyphoids bacteria

باکتری پاراتایفوئید

paratyphoids prevention

جلوگیری از پاراتایفوئید

paratyphoids risk

خطر پاراتایفوئید

جملات نمونه

paratyphoids are a type of bacterial infection.

پاراتیفوییدها نوعی از عفونت باکتریایی هستند.

the symptoms of paratyphoids can be similar to typhoid fever.

علائم پاراتیفوییدها می‌تواند شبیه به تب تیفوئید باشد.

paratyphoids can be transmitted through contaminated food or water.

پاراتیفوییدها می‌توانند از طریق غذا یا آب آلوده منتقل شوند.

vaccination can help prevent paratyphoids.

واکسیناسیون می‌تواند به پیشگیری از پاراتیفوییدها کمک کند.

doctors often test for paratyphoids in suspected cases.

پزشکان اغلب در موارد مشکوک برای پاراتیفوییدها آزمایش می‌کنند.

paratyphoids are more common in certain regions.

پاراتیفوییدها در مناطق خاص بیشتر شایع هستند.

proper hygiene can reduce the risk of paratyphoids.

بهداشت مناسب می‌تواند خطر ابتلا به پاراتیفوییدها را کاهش دهد.

patients with paratyphoids may require hospitalization.

بیماران مبتلا به پاراتیفوییدها ممکن است به بستری شدن در بیمارستان نیاز داشته باشند.

research is ongoing to better understand paratyphoids.

تحقیقات برای درک بهتر پاراتیفوییدها ادامه دارد.

antibiotics are commonly used to treat paratyphoids.

آنتی‌بیوتیک‌ها به طور معمول برای درمان پاراتیفوییدها استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید