parching

[ایالات متحده]/ˈpɑː.tʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɑr.tʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای کیفیت خشک، داغ یا سوزان

عبارات و ترکیب‌ها

parching heat

گرماي طاقت‌فرسا

parching drought

خشکسالی طاقت‌فرسا

parching wind

باد طاقت‌فرسا

parching thirst

تشنگی طاقت‌فرسا

parching sun

آفتاب طاقت‌فرسا

parching climate

آب و هوای طاقت‌فرسا

parching conditions

شرایط طاقت‌فرسا

parching air

هوای طاقت‌فرسا

parching landscape

مناظر طاقت‌فرسا

parching soil

خاک طاقت‌فرسا

جملات نمونه

the parching heat of the desert made it difficult to travel.

گرماي طاقت‌فرساي بيابان سفر كردن را دشوار مي‌كرد.

after the parching summer, the crops needed a lot of water.

پس از تابستان طاقت‌فرسا، محصولات به آب زيادي احتياج داشتند.

the parching wind swept across the plain, drying everything in its path.

باد طاقت‌فرسا بر دشت وزيد و همه چيز را در مسير خود خشک کرد.

she felt parching thirst after running for an hour.

او پس از يک ساعت دويدن، تشنگي طاقت‌فرسا احساس کرد.

the parching sun beat down on the hikers as they climbed the mountain.

در حالي که کوهنوردان از كوه بالا مي‌رفتند، خورشيد طاقت‌فرسا بر آنها مي‌تابيد.

during the parching drought, many animals struggled to find water.

در طول خشكسالي طاقت‌فرسا، حيوانات زيادي در تلاش براي يافتن آب بودند.

the parching conditions led to a significant decrease in the fish population.

شرایط طاقت‌فرسا منجر به کاهش قابل توجهی در جمعیت ماهی شد.

he complained about the parching air in the room.

او در مورد هوای طاقت‌فرسا در اتاق شکایت کرد.

they used a humidifier to combat the parching atmosphere.

آنها از یک دستگاه بخور برای مقابله با فضای طاقت‌فرسا استفاده کردند.

the parching landscape was in desperate need of rain.

منظره‌ی طاقت‌فرسا به شدت به باران احتياج داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید