parenthood

[ایالات متحده]/ˈp eərənthʊd/
[بریتانیا]/'pɛrənthʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت والد بودن؛ موقعیت مادر یا پدر بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

planned parenthood

فدراسیون برنامه‌ریزی خانوادگی

جملات نمونه

The book takes a humorous look at parenthood.

کتاب نگاهی طنزآمیز به والدگری دارد.

Parenthood is a rewarding experience.

والدگری یک تجربه ارزشمند است.

Many couples look forward to starting parenthood.

زوج‌های فراوانی مشتاق شروع والدگری هستند.

Parenthood comes with its own set of challenges.

والدگری با مجموعه ای از چالش های خود همراه است.

Good communication is key in successful parenthood.

ارتباط خوب کلید موفقیت در والدگری است.

Balancing work and parenthood can be difficult.

متعادل کردن کار و والدگری می تواند دشوار باشد.

Parenthood requires patience and understanding.

والدگری صبر و درک را می طلبد.

Parenthood is a lifelong commitment.

والدگری یک تعهد مادام العمر است.

Support from family and friends is important in parenthood.

حمایت از خانواده و دوستان در والدگری مهم است.

Parenthood can bring immense joy and fulfillment.

والدگری می تواند شادی و تحسین فراوان به ارمغان بیاورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید