in common parlance
در اصطلاحات رایج
colloquial parlance
زبان محاوره ای
legal parlance
اصطلاحات حقوقی
accepted parlance
اصطلاحات پذیرفته شده
The term “meta directory” came into industry parlance two years ago.
عبارت «دایرکتوری متا» دو سال پیش وارد زبان تخصصی صنعت شد.
The parlance pressed aforetime, ten inside art gallery arrive this comes to an end for the time being.
زبان تخصصی که قبلاً بیان شد، ده نفر در گالری هنری رسیدند و این برای مدتی به پایان رسید.
In legal parlance, the term 'hearsay' refers to a statement made outside of the courtroom.
در اصطلاحات حقوقی، اصطلاح 'گواه ادعایی' به بیانی اشاره دارد که خارج از دادگاه انجام شده است.
The politician was well-versed in political parlance and could easily navigate complex debates.
آن سیاستمدار به خوبی به زبان تخصصی سیاسی مسلط بود و به راحتی می توانست بحث های پیچیده را درک کند.
She was confused by the technical parlance used by the engineers during the meeting.
او در برابر اصطلاحات فنی مورد استفاده مهندسان در طول جلسه سردرگم بود.
In medical parlance, a 'contusion' is another term for a bruise.
در اصطلاحات پزشکی، 'کبودی' اصطلاحی دیگر برای یک لهیدگی است.
The professor explained the concept in simple parlance so that all students could understand.
استاد مفهوم را به زبان ساده توضیح داد تا همه دانش آموزان بتوانند آن را درک کنند.
The book is written in academic parlance, making it challenging for casual readers.
این کتاب با استفاده از زبان تخصصی علمی نوشته شده است که آن را برای خوانندگان معمولی چالش برانگیز می کند.
The company's jargon differs from industry parlance, causing confusion among new employees.
واژگان شرکت با زبان تخصصی صنعت متفاوت است که باعث سردرگمی در بین کارمندان جدید می شود.
He struggled to communicate with the locals due to his unfamiliarity with the regional parlance.
او به دلیل ناآشنایی با زبان تخصصی منطقه، برای برقراری ارتباط با مردم محلی تلاش کرد.
The detective was able to decipher the criminal's coded parlance to crack the case.
مامور پلیس توانست زبان تخصصی رمزگذاری شده مجرم را رمزگشایی کند تا پرونده را حل کند.
The artist used artistic parlance to describe her vision for the painting.
هنرمند از زبان تخصصی هنری برای توصیف چشم انداز او برای نقاشی استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید