parlor

[ایالات متحده]/ˈpɑːlə/
[بریتانیا]/ˈpɑːrlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاقی برای پذیرایی از مهمانان؛ یک فروشگاه یا کسب و کار کوچک؛ یک لژ یا área پذیرش در هتل
adj. مربوط به سالون

عبارات و ترکیب‌ها

ice cream parlor

فروشگاه بستنی

beauty parlor

سالن آرایش

tea parlor

چای‌خانه

poker parlor

پارکِر پوکر

game parlor

پارک بازی

doll parlor

پارک عروسک

massage parlor

سالن ماساژ

candy parlor

پارک آب‌نبات

flower parlor

گل فروشی

photo parlor

عکاسی

جملات نمونه

she opened a new parlor downtown.

او یک اتاق نشیمن جدید در مرکز شهر باز کرد.

they serve delicious ice cream at the parlor.

آنها بستنی خوشمزه در اتاق نشیمن سرو می کنند.

the parlor was filled with laughter and joy.

اتاق نشیمن پر از خنده و شادی بود.

we spent the afternoon in a cozy parlor.

ما بعد از ظهر را در یک اتاق نشیمن دنج گذراندیم.

she works as a stylist in a beauty parlor.

او به عنوان یک استایلیست در یک آرایشگاه کار می کند.

the parlor games were a hit at the party.

بازی های اتاق نشیمن در مهمانی بسیار محبوب بودند.

he enjoys reading in the parlor by the fireplace.

او از خواندن در اتاق نشیمن کنار شومینه لذت می برد.

the antique parlor was beautifully decorated.

اتاق نشیمن قدیمی به زیبایی تزئین شده بود.

she invited her friends to the parlor for tea.

او دوستانش را برای نوشیدن چای به اتاق نشیمن دعوت کرد.

they host art exhibitions in the parlor every month.

آنها هر ماه در اتاق نشیمن نمایشگاه هنری برگزار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید