paronychias

[ایالات متحده]/ˌpærəˈnɪkiəs/
[بریتانیا]/ˌpɛrəˈnɪkiəs/

ترجمه

n. التهاب پوست اطراف ناخن‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

chronic paronychias

برونیخیا مزمن

acute paronychias

برونیخیا حاد

paronychias treatment

درمان برونیخیا

paronychias symptoms

علائم برونیخیا

paronychias causes

علت های برونیخیا

paronychias infection

عفونت برونیخیا

paronychias management

مدیریت برونیخیا

paronychias diagnosis

تشخیص برونیخیا

paronychias prevention

جلوگیری از برونیخیا

paronychias complications

پیامدهای برونیخیا

جملات نمونه

she was diagnosed with paronychias after her manicure.

او پس از مانیکور به پارونیکیا تشخیص داده شد.

paronychias can be quite painful if left untreated.

پارونیکیا می‌تواند در صورت عدم درمان بسیار دردناک باشد.

he developed paronychias due to frequent hand washing.

او به دلیل شستشوی مکرر دست‌ها دچار پارونیکیا شد.

paronychias often occurs around the nails of the fingers.

پارونیکیا اغلب در اطراف ناخن‌های انگشتان رخ می‌دهد.

to prevent paronychias, keep your nails trimmed.

برای جلوگیری از پارونیکیا، ناخن‌های خود را کوتاه نگه دارید.

she applied an antibiotic ointment to her paronychias.

او یک پماد آنتی‌بیوتیک به پارونیکیاهای خود زد.

paronychias can be caused by bacterial infections.

پارونیکیا می‌تواند ناشی از عفونت‌های باکتریایی باشد.

he was advised to see a doctor for his paronychias.

به او توصیه شد برای پارونیکیاهای خود به پزشک مراجعه کند.

chronic paronychias may require surgical intervention.

پارونیکیاهای مزمن ممکن است نیاز به مداخله جراحی داشته باشد.

she learned about the symptoms of paronychias online.

او علائم پارونیکیا را به صورت آنلاین یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید