paroxysms

[ایالات متحده]/ˈpær.ək.sɪ.zəmz/
[بریتانیا]/ˈpær.ək.sɪz.əmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انفجارها یا حملات ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

fit of paroxysms

حمله تشنج

paroxysms of pain

تشنج درد

paroxysms of laughter

تشنج خنده

paroxysms of rage

تشنج خشم

paroxysms of coughing

تشنج سرفه

paroxysms of joy

تشنج شادی

paroxysms of emotion

تشنج احساسات

paroxysms of excitement

تشنج هیجان

paroxysms of anxiety

تشنج اضطراب

paroxysms of grief

تشنج اندوه

جملات نمونه

she fell into paroxysms of laughter at the joke.

او در اثر شوخی دچار حملات شدید خنده شد.

the child experienced paroxysms of anger when denied candy.

کودک در اثر محرومیت از شیرینیجات دچار حملات شدید خشم شد.

his paroxysms of grief were hard to watch.

حملات شدید غم او سخت بود برای تماشا.

she was in paroxysms of joy after receiving the good news.

او پس از دریافت خبر خوب دچار حملات شدید شادی شد.

the audience erupted in paroxysms of applause.

مخاطبان در حملات تشویق منفجر شدند.

he suffered from paroxysms of coughing during the lecture.

او در طول سخنرانی دچار حملات شدید سرفه شد.

her paroxysms of excitement were contagious.

حملات شدید هیجان او مسری بود.

they watched in paroxysms of disbelief as the event unfolded.

آنها در حالی که رویدادها در حال پیشرفت بود، با حملات شدید عدم باور تماشا کردند.

his speech was interrupted by paroxysms of laughter from the crowd.

سخنرانی او با حملات خنده از سوی جمعیت قطع شد.

she experienced paroxysms of pain after the accident.

او پس از حادثه دچار حملات شدید درد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید