parrying

[ایالات متحده]/ˈpærɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpærɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای محافظت یا دفاع در برابر یک حمله
n. مهارت دفاعی یا عمل مسدود کردن
v. برای انحراف یا اجتناب از ضربه یا سلاح

عبارات و ترکیب‌ها

parrying attack

حمله دفع

parrying move

حرکت دفع

parrying technique

تکنیک دفع

parrying style

سبک دفع

parrying skill

مهارت دفع

parrying stance

وضعیت دفاعی

parrying strategy

استراتژی دفع

parrying response

واکنش دفع

parrying drill

تمرین دفع

parrying motion

حرکت دفع

جملات نمونه

he was parrying the blows with great skill.

او ضربات را با مهارت فراوان دفع می‌کرد.

she practiced parrying to improve her fencing.

او برای بهبود شمشیربازی خود، دفاع کردن را تمرین می‌کرد.

parrying is essential in martial arts.

دفاع کردن در هنرهای رزمی ضروری است.

he learned the art of parrying during his training.

او هنر دفاع کردن را در طول آموزش خود یاد گرفت.

she was quick at parrying his verbal attacks.

او در دفاع کردن از حملات کلامی او سریع بود.

the knight was skilled in parrying enemy strikes.

شوالیه در دفع ضربات دشمن ماهر بود.

effective parrying can turn the tide of a duel.

دفاع کردن مؤثر می‌تواند روند یک دوئل را تغییر دهد.

he practiced parrying techniques every day.

او هر روز تکنیک‌های دفاع کردن را تمرین می‌کرد.

parrying requires both timing and precision.

دفاع کردن هم به زمان‌بندی و هم به دقت نیاز دارد.

she mastered the art of parrying after years of practice.

او پس از سال‌ها تمرین، هنر دفاع کردن را به تسلط درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید