parrying attack
حمله دفع
parrying move
حرکت دفع
parrying technique
تکنیک دفع
parrying style
سبک دفع
parrying skill
مهارت دفع
parrying stance
وضعیت دفاعی
parrying strategy
استراتژی دفع
parrying response
واکنش دفع
parrying drill
تمرین دفع
parrying motion
حرکت دفع
he was parrying the blows with great skill.
او ضربات را با مهارت فراوان دفع میکرد.
she practiced parrying to improve her fencing.
او برای بهبود شمشیربازی خود، دفاع کردن را تمرین میکرد.
parrying is essential in martial arts.
دفاع کردن در هنرهای رزمی ضروری است.
he learned the art of parrying during his training.
او هنر دفاع کردن را در طول آموزش خود یاد گرفت.
she was quick at parrying his verbal attacks.
او در دفاع کردن از حملات کلامی او سریع بود.
the knight was skilled in parrying enemy strikes.
شوالیه در دفع ضربات دشمن ماهر بود.
effective parrying can turn the tide of a duel.
دفاع کردن مؤثر میتواند روند یک دوئل را تغییر دهد.
he practiced parrying techniques every day.
او هر روز تکنیکهای دفاع کردن را تمرین میکرد.
parrying requires both timing and precision.
دفاع کردن هم به زمانبندی و هم به دقت نیاز دارد.
she mastered the art of parrying after years of practice.
او پس از سالها تمرین، هنر دفاع کردن را به تسلط درآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید