block access
مسدود کردن دسترسی
blockage
انسداد
block websites
مسدود کردن وبسایتها
block signals
مسدود کردن سیگنالها
blocking agent
عامل مسدود کننده
blocking device
دستگاه مسدود کننده
blocking high
مسدود کردن بالا
a curtain blocking the stage.
پرده ای که صحنه را مسدود می کند.
You’re blocking that Mini in.
شما دارید جلوی ورود مینی را میگیرید.
you're blocking out my sun.
شما دارید نور خورشید من را سد میکنید.
A huge snowdrift is blocking the entrance to the driveway.
یک توده برف بزرگ جلوی ورودی مسیر ماشین را سد کرده است.
he stood up, blocking her escape.
او بلند شد و مانع فرار او شد.
a blocking minority of 23 votes.
یک اکثریت محدود کننده با 23 رای.
A truck that had jackknifed was blocking the road.
یک کامیون که واژگون شده بود، جاده را مسدود کرده بود.
somewhere in the pipes there is a plug of ice blocking the flow.
در جایی در داخل لوله ها، یک تکه یخ وجود دارد که جریان را مسدود می کند.
Some joker is blocking my driveway.
یک شوخیباز دارد جلوی ورودی منزل من را مسدود کرده است.
curare acts by blocking cholinergic transmission at the myoneural junction.
کورار با مسدود کردن انتقال کولینرژیک در محل اتصال عصبی عضلانی عمل میکند.
a clot of automobiles blocking the tunnel's entrance.
گروهی از اتومبیلها که ورودی تونل را مسدود کردهاند.
Don’t stand there blocking the gateway!
آنجا ایستاده و جلوی دروازه را مسدود نکنید!
It seems reasonable to conclude that Toosendanin is a presynaptic blocking agent.
به نظر می رسد نتیجه گیری اینکه توسندانی یک عامل مسدود کننده پیش سیناپسی است، معقول است.
Objective:To analyze the treatment effect of allergic rhinitis by blocking the sphenopalatine ganglion with triamcinolone acetonide through mouth cavity.
هدف: تجزیه و تحلیل اثرات درمانی رینیت آلرژیک با مسدود کردن گانگلیون سبومنوالاتین با تریامسینولون استاتید از طریق حفره دهان.
They are examined from the point of view of connection blocking probability, restorability and average recovery time.
آنها از منظر احتمال مسدود شدن اتصال، قابلیت بازیابی و میانگین زمان بازیابی بررسی می شوند.
The policeman hurried the crowd forward because they were blocking the scene of the accident.
سروان پلیس جمعیت را به سرعت به جلو آورد زیرا آنها صحنه تصادف را مسدود کرده بودند.
Conclusion: SCS of Lactobacillus acidophilus may inhibit the peristalsis of the intestinal smooth muscle of rabbits by blocking M cholinoceptor.
نتیجه گیری: SCS لاکتوباسیلوس اسیدیفیلوس ممکن است با مسدود کردن گیرنده M کولینرژیک، حرکات روده عضلات صاف روده خرگوش را مهار کند.
Landlocked location used for blocking the coolth hot stamping, covered with film, transfer, die-cutting, cutting rewinder, Super glazing, and so on.
موقعیت جغرافیایی محصور در خشکی که برای مسدود کردن مهر داغ خنک، پوشیده شده با فیلم، انتقال، برش، رول برش، پوشش سوپر، و غیره استفاده می شود.
I can see that the fatwa may be based on the Shari`ah-based principle of sadd adh-dhara'i` (blocking the means to evils).
می توانم ببینم که فتوا ممکن است بر اساس اصل شرعی
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید