parsnips

[ایالات متحده]/ˈpɑːsnɪps/
[بریتانیا]/ˈpɑrsnɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه پارسنپ، نوعی سبزی ریشه‌ای؛ پارسنپ اروپایی، که به عنوان تربچه اروپایی نیز شناخته می‌شود، نوعی هویج؛ جمع کلمه پارسنپ

عبارات و ترکیب‌ها

roasted parsnips

هویجอบ

parsnips soup

سوپ هویج

mashed parsnips

هویج پوره شده

parsnips salad

سالاد هویج

parsnips puree

پوره هویج

fried parsnips

هویج سرخ شده

parsnips fries

سیب زمینی سرخ شده

parsnips chips

چیپس هویج

parsnips casserole

کاسرول هویج

parsnips dish

غذا با هویج

جملات نمونه

parsnips can be roasted for a delicious side dish.

می‌توان چغندرها را برای یک غذای جانبی خوشمزه کباب کرد.

adding parsnips to the soup enhances its flavor.

اضافه کردن چغندر به سوپ طعم آن را افزایش می‌دهد.

parsnips are a great source of vitamins and minerals.

چغندر منبع خوبی از ویتامین‌ها و مواد معدنی است.

she prefers parsnips over carrots in her salad.

او ترجیح می‌دهد چغندر را به هویج در سالادش اضافه کند.

parsnips can be mashed just like potatoes.

می‌توان چغندر را مانند سیب‌زمینی پوره کرد.

when cooked, parsnips become sweet and tender.

هنگامی که پخته می‌شود، چغندر شیرین و لطیف می‌شود.

she made a parsnip puree as a gourmet dish.

او یک پوره چغندر را به عنوان یک غذای خاص درست کرد.

parsnips can be used in both savory and sweet recipes.

می‌توان از چغندر در هر دو دستور العمل خوش طعم و شیرین استفاده کرد.

farmers often grow parsnips during the winter months.

کشاورزان اغلب چغندر را در ماه‌های زمستان کشت می‌کنند.

she added parsnips to her vegetable stir-fry.

او چغندر را به سرخ‌کردنی سبزیجات خود اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید