parsonages

[ایالات متحده]/ˈpɑːsənɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈpɑrsənɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقامتگاه‌هایی که برای روحانیون فراهم شده است؛ حقوق یا درآمد یک روحانی

عبارات و ترکیب‌ها

church parsonages

خانه‌های کشیش کلیسا

rural parsonages

خانه‌های کشیش روستایی

historic parsonages

خانه‌های کشیش تاریخی

local parsonages

خانه‌های کشیش محلی

vacant parsonages

خانه‌های کشیش خالی

parsonages fund

صندوق خانه‌های کشیش

renovated parsonages

خانه‌های کشیش بازسازی‌شده

parsonages committee

کمیته خانه‌های کشیش

parsonages policy

سیاست خانه‌های کشیش

parsonages maintenance

نگهداری خانه‌های کشیش

جملات نمونه

many parsonages are located near the church.

بسیاری از خانه‌های کشیش در نزدیکی کلیسا قرار دارند.

the parsonages in this area are well-maintained.

خانه‌های کشیش در این منطقه به خوبی نگهداری می‌شوند.

parsonages often serve as community centers.

خانه‌های کشیش اغلب به عنوان مراکز اجتماعی عمل می‌کنند.

some parsonages have been converted into museums.

برخی از خانه‌های کشیش به موزه‌ها تبدیل شده‌اند.

parsonages provide a home for clergy and their families.

خانه‌های کشیش سرپناهی برای کشیشان و خانواده‌هایشان فراهم می‌کنند.

the history of parsonages is fascinating to explore.

تاریخچه‌ی خانه‌های کشیش برای بررسی بسیار جذاب است.

many parsonages have beautiful gardens.

بسیاری از خانه‌های کشیش باغ‌های زیبا دارند.

parsonages often reflect the architectural style of the era.

خانه‌های کشیش اغلب بازتابی از سبک معماری دوران خود هستند.

community events are frequently held in parsonages.

رویدادهای اجتماعی به طور مکرر در خانه‌های کشیش برگزار می‌شوند.

parsonages can be a source of support for local families.

خانه‌های کشیش می‌توانند منبعی برای حمایت از خانواده‌های محلی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید