pastorships available
موقعیتهای رهبری در دسترس
pastorships offered
موقعیتهای رهبری ارائه شده
pastorships needed
موقعیتهای رهبری مورد نیاز
pastorships filled
موقعیتهای رهبری پر شده
pastorships vacant
موقعیتهای رهبری خالی
pastorships sought
موقعیتهای رهبری مورد جستجو
pastorships discussed
موقعیتهای رهبری مورد بحث
pastorships available soon
موقعیتهای رهبری به زودی در دسترس خواهند بود
pastorships in demand
موقعیتهای رهبری با تقاضای بالا
pastorships transition
انتقال موقعیتهای رهبری
he has held multiple pastorships throughout his career.
او در طول دوران حرفهای خود، سمتهای کشیشی متعددی را بر عهده داشته است.
many people seek guidance from their pastorships.
بسیاری از مردم برای راهنمایی به سمتهای کشیشی خود متوسل میشوند.
her pastorships have greatly influenced her community.
سمتهای کشیشی او تأثیر بسزایی بر جامعهاش داشته است.
he is considering taking on new pastorships in different cities.
او در حال بررسی پذیرش سمتهای کشیشی جدید در شهرهای مختلف است.
pastorships can be both rewarding and challenging.
سمتهای کشیشی میتوانند هم سودمند و هم چالشبرانگیز باشند.
she has dedicated her life to various pastorships.
او زندگی خود را وقف سمتهای کشیشی مختلف کرده است.
pastorships often require strong leadership skills.
سمتهای کشیشی اغلب به مهارتهای رهبری قوی نیاز دارند.
he is known for his effective pastorships in the region.
او به خاطر سمتهای کشیشی مؤثرش در این منطقه شناخته شده است.
transitioning between pastorships can be a difficult process.
انتقال بین سمتهای کشیشی میتواند یک فرآیند دشوار باشد.
her pastorships have helped many individuals find their faith.
سمتهای کشیشی او به بسیاری از افراد کمک کرده تا ایمان خود را پیدا کنند.
pastorships available
موقعیتهای رهبری در دسترس
pastorships offered
موقعیتهای رهبری ارائه شده
pastorships needed
موقعیتهای رهبری مورد نیاز
pastorships filled
موقعیتهای رهبری پر شده
pastorships vacant
موقعیتهای رهبری خالی
pastorships sought
موقعیتهای رهبری مورد جستجو
pastorships discussed
موقعیتهای رهبری مورد بحث
pastorships available soon
موقعیتهای رهبری به زودی در دسترس خواهند بود
pastorships in demand
موقعیتهای رهبری با تقاضای بالا
pastorships transition
انتقال موقعیتهای رهبری
he has held multiple pastorships throughout his career.
او در طول دوران حرفهای خود، سمتهای کشیشی متعددی را بر عهده داشته است.
many people seek guidance from their pastorships.
بسیاری از مردم برای راهنمایی به سمتهای کشیشی خود متوسل میشوند.
her pastorships have greatly influenced her community.
سمتهای کشیشی او تأثیر بسزایی بر جامعهاش داشته است.
he is considering taking on new pastorships in different cities.
او در حال بررسی پذیرش سمتهای کشیشی جدید در شهرهای مختلف است.
pastorships can be both rewarding and challenging.
سمتهای کشیشی میتوانند هم سودمند و هم چالشبرانگیز باشند.
she has dedicated her life to various pastorships.
او زندگی خود را وقف سمتهای کشیشی مختلف کرده است.
pastorships often require strong leadership skills.
سمتهای کشیشی اغلب به مهارتهای رهبری قوی نیاز دارند.
he is known for his effective pastorships in the region.
او به خاطر سمتهای کشیشی مؤثرش در این منطقه شناخته شده است.
transitioning between pastorships can be a difficult process.
انتقال بین سمتهای کشیشی میتواند یک فرآیند دشوار باشد.
her pastorships have helped many individuals find their faith.
سمتهای کشیشی او به بسیاری از افراد کمک کرده تا ایمان خود را پیدا کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید