patina

[ایالات متحده]/'pætɪnə/
[بریتانیا]/pə'tinə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فیلم سبز یا قهوه‌ای بر روی سطح برنز یا فلزات مشابه، که معمولاً به خاطر ویژگی‌های زیبایی‌شناختی‌اش ارزشمند است؛ یک لایه سطحی یا پوشش خارجی؛ یک ظاهر یا هاله متمایز؛ یک بشقاب که برای نگهداری نان در طول عشای ربانی استفاده می‌شود

جملات نمونه

he carries the patina of old money and good breeding.

او حال و هوای پولدارهای قدیمی و اصالت خانوادگی را به همراه دارد.

plankton added a golden patina to the shallow, slowly moving water.

پلانکتون باعث ایجاد یک لکه طلایی در آب کم‌عمق و به آرامی در جریان شد.

a face etched with a patina of fine lines and tiny wrinkles.

چهره‌ای که با لکه‌ای از خطوط ظریف و چین و چروک‌های کوچک حک شده بود.

Anamorphosis of hammer,from patina and shape,it's in late Ming and early Qing dynasty...

آنامورفوسیس چکش، از لکه و شکل، مربوط به اواخر سلسله مینگ و اوایل سلسله چینگ است...

The passivation patinas and the composition of each phases becoming more homogeneous are moderator to the dealuminization corrosion of high aluminum bronze.

لایه های غیرفعال و ترکیب هر فازی که به سمت همگن تر شدن پیش می رود، یک عامل تعدیل کننده برای خوردگی دئالومینیزاسیون برنز آلومینیوم بالا است.

The antique table had a beautiful patina.

میز عتیقه دارای یک لکه زیبا بود.

Over time, the statue developed a green patina.

با گذشت زمان، مجسمه یک لکه سبز ایجاد کرد.

The old building had a weathered patina.

ساختمان قدیمی دارای یک لکه فرسوده بود.

The artist used a special technique to create a patina on the sculpture.

هنرمند از یک تکنیک خاص برای ایجاد یک لکه روی مجسمه استفاده کرد.

The patina on the bronze statue added to its charm.

لکه روی مجسمه برنزی به جذابیت آن افزود.

The vintage car had a classic patina that collectors admired.

خودروی قدیمی دارای یک لکه کلاسیک بود که کلکسیونرها آن را تحسین می‌کردند.

The patina on the old mirror gave it a sense of history.

لکه روی آینه قدیمی به آن حسی از تاریخ داد.

The patina of age gave the book an aura of wisdom.

لکه پیری به کتاب حسی از خرد بخشید.

The patina of experience showed in her wise eyes.

لکه تجربه در چشمان خردمندش مشهود بود.

The patina of success was evident in his confident demeanor.

لکه موفقیت در رفتار با اعتماد به نفس او آشکار بود.

نمونه‌های واقعی

In the end, the thing which really changes everything is the paint and the patina.

در نهایت، مسئله‌ای که واقعاً همه چیز را تغییر می‌دهد، رنگ و پاتینا است.

منبع: Vox opinion

The new color survived the restoration, and they say the coating, called patina, won't ever disappear.

رنگ جدید در طول بازسازی زنده ماند و می‌گویند پوششی به نام پاتینا هرگز از بین نمی‌رود.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

A silvered shield belt with the patina of much use girded his narrow waist.

یک کمربند سپر نقره‌ای با پاتینای استفاده زیاد، کمر باریک او را در بر گرفته بود.

منبع: "Dune" audiobook

It's giving it a patina of legitimacy, I don't think it has any business ah receiving.

در حال اعطای پاتینایی از مشروعیت به آن است، فکر نمی‌کنم اصلاً دلیلی برای دریافت آن وجود داشته باشد.

منبع: Financial Times Podcast

The sanctuary lamp and all the metal furniture were of bronze, hand-beaten to the patina of a pockmarked skin.

چراغ مقدس و تمام مبلمان فلزی از برنز بودند، به گونه‌ای دست‌ساز که پاتینای یک پوست منفرد را به خود می‌گرفت.

منبع: Brideshead Revisited

As the Swedish Axe embraces the trials of time, its blade acquires a patina, a testament to the countless stories etched upon its surface.

همانطور که تبر سوئدی چالش‌های زمان را در آغوش می‌گیرد، تیغه‌اش پاتینایی به دست می‌آورد، گواهی بر داستان‌های بی‌شماری که بر روی سطح آن حک شده‌اند.

منبع: 202319

As you stroll, you'll enjoy an inviting and nostalgic patina of age in its facades.

همانطور که قدم می‌زنید، از پاتینای جذاب و نوستالژیک سن در نمای ساختمان آن لذت خواهید برد.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

And I think one of the things that we really loved about it was the idea that each of these materials would develop a beautiful patina over it.

و فکر می‌کنم یکی از چیزهایی که واقعاً در مورد آن عاشق بودیم این ایده بود که هر یک از این مواد پاتینای زیبایی را روی خود ایجاد می‌کند.

منبع: Architectural Digest

Specimens covered by a rusty patina can be seen chugging through fields in Punjab, over dangerous mountain slopes in Ladakh, and avoiding cows and cars on city streets.

نمونه‌هایی که با پاتینای زنگ‌زدگی پوشیده شده‌اند را می‌توان در حال عبور از مزارع در پنجاب، از سرازیری‌های خطرناک کوهستانی در لداخ و اجتناب از گاوها و ماشین‌ها در خیابان‌های شهر دید.

منبع: Economist Business

An older model Rolex can have a patina, it can have some wear marks, and so those kind of personal details, those kind of personal age marks, those are things that collectors might want.

یک مدل قدیمی رولکس می‌تواند پاتینا داشته باشد، می‌تواند علائم سایش داشته باشد و بنابراین، جزئیات شخصی، علائم سن شخصی، اینها چیزهایی هستند که کلکسیونرها ممکن است بخواهند.

منبع: Wall Street Journal

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید