cleanse

[ایالات متحده]/klenz/
[بریتانیا]/klenz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را تمیز کردن; شستن.

جملات نمونه

this preparation will cleanse and tighten the skin.

این محصول پوست را پاکسازی و سفت می‌کند.

the mission to cleanse America of subversives.

ماموریت پاکسازی آمریکا از عناصر مخرب.

a treatment to cleanse the body of toxins

درمانی برای پاکسازی بدن از سموم

cleanse one's bosom of perilous stuff

پاک کردن آغوش از مواد خطرناک

The nurse cleansed the wound before stitching it.

پرستار زخم را قبل از بخیه زدن تمیز کرد.

The nurse cleansed the wound for the injured before stitching it.

پرستار زخم مجروح را قبل از بخیه زدن تمیز کرد.

The equipment should cleanse usually, keep it clean, it need not has muddiness and seeper.

تجهیزات باید معمولاً تمیز شوند، آن را تمیز نگه دارید، نیازی به گل و لای و نشت ندارد.

This refiner is rich in the living energy of Calendula, Horsechestnut, and Soapbark Tree extract, this refining treatment helps to gently cleanse and refine the skin.

این پاک‌کننده غنی از انرژی زنده گلرز، شاه بلوط و عصاره درخت صابون است، این درمان بازسازی به آرامی پوست را پاکسازی و اصلاح می‌کند.

Efficiencies: The gentle formula can quickly cleanse the impurity and dispel the ageing cell of scarfskin, reduce moisture loss by cleansing. After use, let skin refreshing and nutritive.

کارایی: فرمول ملایم می‌تواند به سرعت ناخالصی‌ها را پاکسازی کرده و سلول‌های پیر پوست را دفع کند، از دست دادن رطوبت را با پاکسازی کاهش دهد. پس از استفاده، پوست را تازه و مغذی نگه می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید