patisseries

[ایالات متحده]/pəˈtɪs.ər.iz/
[بریتانیا]/pəˈtɪs.ər.iz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیک‌های فرانسوی; فروشگاه‌هایی که کیک‌های فرانسوی می‌فروشند

عبارات و ترکیب‌ها

famous patisseries

نانسرهای معروف

local patisseries

نانسرهای محلی

artisan patisseries

نانسرهای دستی

french patisseries

نانسرهای فرانسوی

charming patisseries

نانسرهای جذاب

gourmet patisseries

نانسرهای گوروئه

traditional patisseries

نانسرهای سنتی

elegant patisseries

نانسرهای شیک

cozy patisseries

نانسرهای دنج

popular patisseries

نانسرهای محبوب

جملات نمونه

she loves to visit local patisseries on weekends.

او عاشق بازدید از شیرینی‌فروشی‌های محلی در آخر هفته‌هاست.

the patisseries in paris are famous for their exquisite pastries.

شیرینی‌فروشی‌های پاریس به خاطر شیرینی‌های خوشمزه‌شان مشهور هستند.

he bought a selection of treats from the patisseries.

او مجموعه‌ای از خوراکی‌ها را از شیرینی‌فروشی‌ها خرید.

they often host baking classes at the patisseries.

آنها اغلب کلاس‌های شیرینی‌پزی را در شیرینی‌فروشی‌ها برگزار می‌کنند.

many patisseries offer gluten-free options.

بسیاری از شیرینی‌فروشی‌ها گزینه‌های بدون گلوتن ارائه می‌دهند.

we discovered a charming patisserie hidden in the alley.

ما یک شیرینی‌فروشی جذاب را که در کوچه پنهان شده بود، کشف کردیم.

she dreams of opening her own patisserie one day.

او رویای باز کردن شیرینی‌فروشی خودش را یک روز دارد.

the patisseries display their creations beautifully.

شیرینی‌فروشی‌ها آثار خود را به زیبایی نمایش می‌دهند.

visiting patisseries is a delightful experience for food lovers.

بازدید از شیرینی‌فروشی‌ها یک تجربه لذت‌بخش برای عاشقان غذا است.

she often shares photos of her favorite patisseries on social media.

او اغلب عکس‌های مورد علاقه شیرینی‌فروشی‌هایش را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید