patkas

[ایالات متحده]/ˈpʌtkəz/
[بریتانیا]/ˈpʌtkəz/

ترجمه

n. جمع patka؛ یک مربع کوچک پارچه که توسط پسران یا مردان سیکه برای پوشاندن و کنترل موی خود به کار می‌برند، معمولاً زیر یک گردنبند پوشیده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

my patkas

پاتکا های من

the patkas

پاتکا ها

old patkas

پاتکا های قدیمی

new patkas

پاتکا های جدید

tight patkas

پاتکا های تنگ

clean patkas

پاتکا های تمیز

wearing patkas

پوشیدن پاتکا

patkas on

پاتکا روی سر

patkas fit

پاتکا مناسب

long patkas

پاتکا های بلند

جملات نمونه

anak itu mengenakan patka biru untuk upacara.

این کودک پاتکا آبی را برای مراسم پوشیده است.

anak-anak sikh sering mengenakan patka ke sekolah.

کودکان سیکه اغلب پاتکا را به مدرسه می‌پوشند.

ia mengikat patkanya dengan tali emas.

او پاتکای خود را با یک نخ طلا می‌بندد.

patka tradisional mewakili identitas sikh.

پاتکای سنتی هویت سیکه را نمایش می‌دهد.

ia belajar cara membungkus patka dari kakeknya.

او روش پر کردن پاتکا را از پدربزرگش یاد گرفت.

banyak patka dibuat dari sutra halus.

بسیاری از پاتکاها از نخ نرم ساخته می‌شوند.

warna patka bervariasi berdasarkan prefersi keluarga.

رنگ پاتکا بر اساس ترجیحات خانواده متفاوت است.

anak laki-laki mengenakan patka saat pertemuan agama.

پسر کودک پاتکا را در جلسات دینی می‌پوشد.

patka adalah bagian penting dari budaya sikh.

پاتکا بخشی از فرهنگ سیکه است.

mereka menjual patka yang dibuat tangan di pasar.

آنها پاتکاها را که دست ساز هستند در بازار می‌فروشند.

ayah memberiku patka baru untuk ulang tahunku.

پدر پاتکای جدیدی را برای تولد من به من داد.

komunitas merayakan dengan upacara pemakaian patka.

جامعه با مراسم پوشیدن پاتکا جشن می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید