patriciate

[ایالات متحده]/pəˈtrɪʃiət/
[بریتانیا]/pəˈtrɪʃiˌeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طبقه نجیب یا اشراف؛ رده یا وضعیت نجیب‌زادگی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

noble patriciate

نژاد اشرافی

patriciate status

وضعیت اشرافی

patriciate families

خانواده‌های اشرافی

patriciate class

طبقه اشرافی

patriciate lineage

تبار اشرافی

patriciate rule

حاکمیت اشرافی

patriciate privileges

مزایای اشرافی

patriciate origins

ریشه‌های اشرافی

patriciate governance

مدیریت اشرافی

decline of patriciate

افول اشرافیت

جملات نمونه

the patriciate played a crucial role in the city's governance.

نقش مهمی در حکومت شهر ایفا می‌کرد.

many members of the patriciate were involved in trade.

بسیاری از اعضای طبقه اشراف در تجارت مشارکت داشتند.

the patriciate enjoyed privileges that others did not.

طبقه اشراف از امتیازاتی برخوردار بودند که دیگران نداشتند.

in ancient rome, the patriciate held significant power.

در روم باستان، طبقه اشراف قدرت قابل توجهی داشت.

the decline of the patriciate marked a shift in social structure.

کاهش قدرت طبقه اشراف، تغییر در ساختار اجتماعی را نشان داد.

reforms were introduced to diminish the influence of the patriciate.

اصلاحاتی برای کاهش نفوذ طبقه اشراف معرفی شد.

some historians argue that the patriciate was essential for stability.

برخی از مورخان استدلال می‌کنند که طبقه اشراف برای ثبات ضروری بود.

the patriciate's wealth was often based on land ownership.

ثروت طبقه اشراف اغلب بر اساس مالکیت زمین بود.

membership in the patriciate was often hereditary.

عضویت در طبقه اشراف اغلب به ارث می‌رسید.

the patriciate contributed to the cultural development of the era.

طبقه اشراف به توسعه فرهنگی دوران کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید