pavilion

[ایالات متحده]/pə'vɪljən/
[بریتانیا]/pə'vɪlɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چادر بزرگ؛ ساختمان یا سازه‌ای که برای سرگرمی یا پناهگاه استفاده می‌شود، اغلب در پارک یا باغ؛ سالن نمایش
vt. برپا کردن چادر؛ قرار دادن چیزی در یک پاویون؛ پوشاندن یا در برگرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

beautiful pavilion

ساحل زیبا

garden pavilion

تالار باغ

traditional Chinese pavilion

تالار سنتی چینی

جملات نمونه

the French pavilion at the World's Fair.

نمایشگاه فرانسه در نمایشگاه جهانی.

We very much look forward to seeing you in Shanghai in the USA Pavilion at SIAL China 2006.

ما مشتاقانه منتظر دیدن شما در شانگهای در سالن نمایشگاه ایالات متحده در نمایشگاه SIAL چین 2006 هستیم.

The Radiolaria pavilion aimed to define a complex, self-supporting structure that could demonstrate and test this pioneering construction technique.

نمایشگاه رادیولاریا هدف آن تعریف یک سازه پیچیده و خود نگهدارنده بود که بتواند این تکنیک ساختمانی پیشگامانه را نشان داده و آزمایش کند.

There were immaculate rolling grounds with an eight-car garage, an adjacent two-bedroom casita and an outdoor dining pavilion with a fireplace and kitchen surrounding a black gummite pool.

زمین‌های چمن‌کاری عالی، یک گاراژ هشت‌ماشینه، یک کازیتا دو خوابه مجاور و یک تالار غذاخوری فضای باز با شومینه و آشپزخانه که یک استخر گومیت سیاه را احاطه کرده بود.

The palace looks its most attractive from the Bosphorus, from where its two bathing pavilions, one for the harem (women's only) and the other for the selamlik (men's only), can best be seen.

کاخ از تنگه بسفر زیباترین است، جایی که می توان دو بنای حمام آن را به بهترین شکل دید، یکی برای حمام زنان (فقط زنان) و دیگری برای سلطنت (فقط مردان).

The wedding reception was held in a beautiful pavilion.

مراسم عروسی در یک تالار زیبا برگزار شد.

The pavilion in the park is a popular spot for picnics.

تالار در پارک یک مکان محبوب برای پیک نیک است.

She sat quietly in the pavilion, enjoying the peaceful surroundings.

او به آرامی در تالار نشست و از محیط آرام لذت برد.

The pavilion offers a stunning view of the lake.

تالار منظره ای خیره کننده از دریاچه را ارائه می دهد.

The music concert took place in a grand pavilion.

اجرای موسیقی در یک تالار بزرگ برگزار شد.

The pavilion was decorated with colorful lanterns for the festival.

تالار برای جشنواره با فانوس های رنگارنگ تزئین شده بود.

Visitors can relax in the shade of the pavilion.

بازدیدکنندگان می توانند در سایه تالار استراحت کنند.

The pavilion was built in traditional Chinese style.

تالار با سبک سنتی چینی ساخته شده است.

The pavilion is a great place to admire the sunset.

تالار یک مکان عالی برای تماشای غروب خورشید است.

The pavilion is a popular venue for outdoor weddings.

تالار یک مکان محبوب برای عروسی های فضای باز است.

نمونه‌های واقعی

The teaching hospital had long outgrown its first building, a former livestock-judging pavilion.

بیمارستان آموزشی مدت‌ها پیش از ساختمان اول خود فراتر رفته بود، یک سالن داوری دامپزشکی سابق.

منبع: The Atlantic Monthly (Article Edition)

The next thing they saw was a pavilion pitched on one side of the open place.

نفر بعدی که دیدند، یک سالن بود که در یک طرف فضای باز قرار داشت.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

I'm thinking of holding an art competition at our pavilion.

من در حال فکر کردن به برگزاری یک مسابقه هنری در سالن خودمان هستم.

منبع: Crazy English 900 Sentences

But there were already two people in the pavilion.

اما از قبل دو نفر در سالن بودند.

منبع: 101 Children's English Stories

You mean, a park with pavilions, or a temple?

یعنی، یک پارک با سالن‌ها یا یک معبد؟

منبع: English PK Platform - Authentic American English Audio Version

She was sitting in a pavilion outside a village.

او در یک سالن بیرون از یک روستا نشسته بود.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

The Peel Group, an infrastructure and real-estate outfit, hosted a pavilion at the Shanghai World Expo last year.

گروه پیل، یک شرکت زیرساختی و املاک، سال گذشته در نمایشگاه جهانی شانگهای یک سالن میزبانی کرد.

منبع: The Economist - International

Meanwhile, in the harbor, floating pavilions rise with the water level.

در همین حال، در بندر، سالن‌های شناور با سطح آب بالا می‌آیند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

At that moment, the entire pavilion fills with smiles. People dance.

در آن لحظه، کل سالن لبخندها را پر می‌کند. مردم می‌رقصند.

منبع: NPR News September 2017 Collection

This could be used for 250 additional pavilions for the future.

این می‌تواند برای 250 سالن اضافی برای آینده مورد استفاده قرار گیرد.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید