pawnbroker

[ایالات متحده]/'pɔːnbrəʊkə/
[بریتانیا]/'pɔnbrokɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که پول قرض می‌دهد به ازای وسایل شخصی به عنوان وثیقه؛ معمولاً صاحب یک مغازه رهن است
شکل‌های واژه

جملات نمونه

He redeemed his watch from the pawnbroker’s.

او ساعت خود را از رهن‌کننده پس گرفت.

I went to the pawnbroker to sell some of my old jewelry.

من برای فروش برخی از جواهرات قدیمی‌ام به رهن‌کننده رفتم.

The pawnbroker offered me a fair price for my watch.

رهن‌کننده برای ساعت من قیمت منصفانه‌ای پیشنهاد داد.

She pawned her engagement ring at the pawnbroker.

او حلقه نامزدی خود را در رهن‌کننده گروگان گرفت.

The pawnbroker specializes in buying and selling gold items.

رهن‌کننده در خرید و فروش اقلام طلا تخصص دارد.

Many people rely on pawnbrokers for quick cash loans.

بسیاری از مردم برای دریافت وام‌های فوری نقدی به رهن‌کننده اعتماد می‌کنند.

The pawnbroker appraised the value of the antique vase.

رهن‌کننده ارزش گلدان عتیقه را ارزیابی کرد.

He redeemed his guitar from the pawnbroker after paying back the loan.

او گیتار خود را پس از بازپرداخت وام از رهن‌کننده پس گرفت.

The pawnbroker has a wide selection of electronics for sale.

رهن‌کننده دارای مجموعه گسترده‌ای از لوازم الکترونیکی برای فروش است.

She found a rare painting at the pawnbroker's shop.

او یک نقاشی کمیاب در مغازه رهن‌کننده پیدا کرد.

The pawnbroker operates with strict regulations to ensure fair practices.

رهن‌کننده با مقررات سختگیرانه برای اطمینان از رویه‌های منصفانه فعالیت می‌کند.

نمونه‌های واقعی

'Nothing. It was only a receipt from a pawnbroker.

هیچی. فقط یک رسید از یک مغازه رهن بود.

منبع: Oliver Twist (abridged version)

I went to the pawnbroker and got back a little gold locket.

من به مغازه رهن رفتم و یک دستبند طلایی کوچک پس گرفتم.

منبع: Oliver Twist (abridged version)

And much like those other high-street bugbears, bookmakers and pawnbrokers, payday lenders will not disappear soon.

و درست مانند آن موجودات شرور دیگر در خیابان اصلی، شرط‌بندی‌کنندگان و مغازه‌های رهن، وام‌دهندگان روز پرداخت به زودی ناپدید نخواهند شد.

منبع: The Economist (Summary)

' 'Would you like to see the pawnbroker himself?

آیا می‌خواهید مغازه رهن را خودتان ببینید؟

منبع: Oliver Twist (Original Version)

" About how many pawnbrokers are there in Kent" ?

تقریباً چند مغازه رهن در کنت وجود دارد؟

منبع: One Shilling Candle (Upper)

'Nothing, ' replied the woman; 'it was a pawnbroker's duplicate.

هیچی، زن پاسخ داد؛ این یک رسید مغازه رهن بود.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

Their laugher made the pawnbroker angry.

خنده‌هایشان باعث عصبانیت مغازه رهن شد.

منبع: Pan Pan

At a pawnshop, it means to get back what you gave the pawnbroker in order to get the loan.

در یک مغازه رهن، به معنای بازپس‌گیری چیزی است که به مغازه رهن داده‌اید تا وام بگیرید.

منبع: 2015 ESLPod

He just about took a pawnbroker's head off for a few bucks.

او تقریباً سر مغازه رهن را برای چند دلار از جا کند.

منبع: Person of Interest Season 1

" There are pawnbrokers.... and, some day, I will be able to get something for it" .

مغازه‌های رهن وجود دارند... و، یک روزی من می‌توانم چیزی برای آن به دست بیاورم.

منبع: Gentleman Thief

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید