| جمع | payphones |
I used a payphone to call my friend.
من برای تماس با دوستم از تلفن عمومی استفاده کردم.
The payphone was out of order.
تلفن عمومی از سرویس خارج بود.
She made a collect call from the payphone.
او یک تماس جمعآوری از تلفن عمومی انجام داد.
I need to find a payphone to make an important call.
من باید یک تلفن عمومی پیدا کنم تا یک تماس مهم انجام دهم.
He dropped a coin into the payphone.
او یک سکه در تلفن عمومی انداخت.
The payphone booth was empty.
بافت تلفن عمومی خالی بود.
I remember using a payphone before cell phones became popular.
من به یاد دارم که قبل از محبوبیت تلفنهای همراه از تلفن عمومی استفاده میکردم.
The payphone was located outside the train station.
تلفن عمومی در خارج از ایستگاه قطار قرار داشت.
She rushed to the payphone to make an emergency call.
او برای انجام یک تماس اضطراری به سرعت به سمت تلفن عمومی رفت.
The payphone was vandalized and no longer usable.
تلفن عمومی خراب شده بود و دیگر قابل استفاده نبود.
Recently bought several payphone companies in New York State.
به تازگی چندین شرکت تلفن عمومی در ایالت نیویورک خریداری کرده است.
منبع: TV series Person of Interest Season 2So I got in my car, I went to a payphone.
پس سوار ماشینام شدم و به سمت تلفن عمومی رفتم.
منبع: Steve Harvey's motivational speechThe woman that he saw by the payphone...
زنهای که آنجا کنار تلفن عمومی دید...
منبع: Prison Break Season 2I went to a payphone and I was gonna call my dad.
رفتم به سمت تلفن عمومی و میخواستم پدرم را صدا کنم.
منبع: Steve Harvey's motivational speechAgain the killer called the police from a payphone to alert them about the attack.
بار دیگر قاتل برای هشدار دادن به پلیس در مورد حمله از تلفن عمومی تماس گرفت.
منبع: World Atlas of WondersOnly, by the time he got to the payphone, he heard sirens.
تنها زمانی که به تلفن عمومی رسید، صدای آژیرها را شنید.
منبع: SerialUsing payphones, they could dial the number for free and reach a recording of a female's voice.
با استفاده از تلفنهای عمومی، میتوانستند شماره را به صورت رایگان شماره گیری کنند و به ضبط صدای یک زن دسترسی پیدا کنند.
منبع: Learn English with Matthew.After Illinois police received a nine one one call from a payphone, they arrived at Jamie's apartment to find her in her bed dead.
پس از دریافت تماس 911 از یک تلفن عمومی، پلیس ایلینوی به آپارتمان جیمی رسید و او را در رختخوابش مرده یافت.
منبع: Learn English with Matthew.Why would I send anyone an email when I can just call their pager and wait for them to find a payphone to call me back?
چرا باید برای کسی ایمیل بفرستم در حالی که میتوانم فقط صفحه نمایشگر آنها را صدا کنم و منتظر بمانم تا آنها تلفن عمومی پیدا کنند و با من تماس بگیرند؟
منبع: MBTI Personality Types GuideHe does talk about walking past somebody at a payphone when he was seven or eight years old and whistling this tone and having the phone call disconnect on the person.
او در مورد قدم زدن کنار کسی در تلفن عمومی وقتی که هفت یا هشت ساله بوده و این لحن را مینواخته و باعث قطع تماس تلفنی برای آن شخص شده، صحبت میکند.
منبع: Radio LaboratoryI used a payphone to call my friend.
من برای تماس با دوستم از تلفن عمومی استفاده کردم.
The payphone was out of order.
تلفن عمومی از سرویس خارج بود.
She made a collect call from the payphone.
او یک تماس جمعآوری از تلفن عمومی انجام داد.
I need to find a payphone to make an important call.
من باید یک تلفن عمومی پیدا کنم تا یک تماس مهم انجام دهم.
He dropped a coin into the payphone.
او یک سکه در تلفن عمومی انداخت.
The payphone booth was empty.
بافت تلفن عمومی خالی بود.
I remember using a payphone before cell phones became popular.
من به یاد دارم که قبل از محبوبیت تلفنهای همراه از تلفن عمومی استفاده میکردم.
The payphone was located outside the train station.
تلفن عمومی در خارج از ایستگاه قطار قرار داشت.
She rushed to the payphone to make an emergency call.
او برای انجام یک تماس اضطراری به سرعت به سمت تلفن عمومی رفت.
The payphone was vandalized and no longer usable.
تلفن عمومی خراب شده بود و دیگر قابل استفاده نبود.
Recently bought several payphone companies in New York State.
به تازگی چندین شرکت تلفن عمومی در ایالت نیویورک خریداری کرده است.
منبع: TV series Person of Interest Season 2So I got in my car, I went to a payphone.
پس سوار ماشینام شدم و به سمت تلفن عمومی رفتم.
منبع: Steve Harvey's motivational speechThe woman that he saw by the payphone...
زنهای که آنجا کنار تلفن عمومی دید...
منبع: Prison Break Season 2I went to a payphone and I was gonna call my dad.
رفتم به سمت تلفن عمومی و میخواستم پدرم را صدا کنم.
منبع: Steve Harvey's motivational speechAgain the killer called the police from a payphone to alert them about the attack.
بار دیگر قاتل برای هشدار دادن به پلیس در مورد حمله از تلفن عمومی تماس گرفت.
منبع: World Atlas of WondersOnly, by the time he got to the payphone, he heard sirens.
تنها زمانی که به تلفن عمومی رسید، صدای آژیرها را شنید.
منبع: SerialUsing payphones, they could dial the number for free and reach a recording of a female's voice.
با استفاده از تلفنهای عمومی، میتوانستند شماره را به صورت رایگان شماره گیری کنند و به ضبط صدای یک زن دسترسی پیدا کنند.
منبع: Learn English with Matthew.After Illinois police received a nine one one call from a payphone, they arrived at Jamie's apartment to find her in her bed dead.
پس از دریافت تماس 911 از یک تلفن عمومی، پلیس ایلینوی به آپارتمان جیمی رسید و او را در رختخوابش مرده یافت.
منبع: Learn English with Matthew.Why would I send anyone an email when I can just call their pager and wait for them to find a payphone to call me back?
چرا باید برای کسی ایمیل بفرستم در حالی که میتوانم فقط صفحه نمایشگر آنها را صدا کنم و منتظر بمانم تا آنها تلفن عمومی پیدا کنند و با من تماس بگیرند؟
منبع: MBTI Personality Types GuideHe does talk about walking past somebody at a payphone when he was seven or eight years old and whistling this tone and having the phone call disconnect on the person.
او در مورد قدم زدن کنار کسی در تلفن عمومی وقتی که هفت یا هشت ساله بوده و این لحن را مینواخته و باعث قطع تماس تلفنی برای آن شخص شده، صحبت میکند.
منبع: Radio Laboratoryلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید