peavy

[ایالات متحده]/'piːvi/
[بریتانیا]/'piːvi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی قلاب مورد استفاده برای جابجایی Logs; یک قلاب نوک تیز که توسط کارگران جنگل برای جابجایی چوب استفاده می‌شود
Word Forms
جمعpeavies

عبارات و ترکیب‌ها

peavy load

بار پیوی

peavy weight

وزن پیوی

peavy duty

وظیفه پیوی

peavy equipment

تجهیزات پیوی

peavy lifting

بالا بردن پیوی

peavy machinery

ماشین آلات پیوی

peavy truck

کامیون پیوی

peavy construction

ساخت و ساز پیوی

peavy materials

مواد پیوی

peavy transport

حمل و نقل پیوی

جملات نمونه

his peavy attitude made it hard for others to work with him.

حرفه‌ای بودن او باعث می‌شد همکاری با او برای دیگران دشوار باشد.

the peavy load on her shoulders was difficult to bear.

بار سنگین حرفه‌ای بودن بر دوش او تحمل آن را دشوار می‌کرد.

she felt peavy with all the responsibilities at work.

او با تمام مسئولیت‌هایی که در محل کار داشت، احساس حرفه‌ای بودن می‌کرد.

his peavy heart was evident in his sad expression.

غمگینی او در چهره‌اش به وضوح دیده می‌شد.

after the meeting, the peavy silence was overwhelming.

پس از جلسه، سکوت سنگین طاقت‌فرسا بود.

the peavy atmosphere in the room made everyone uncomfortable.

فضای سنگین در اتاق باعث ناراحتی همه شد.

he spoke with a peavy tone that hinted at his frustration.

او با لحنی حرفه‌ای صحبت کرد که نشان‌دهنده ناراحتی او بود.

carrying the peavy suitcase up the stairs was exhausting.

حمل چمدان سنگین بالا می‌شد، خسته‌کننده بود.

the peavy news left everyone in shock.

این خبر سنگین همه را در شوک فرو برد.

she tried to lighten the peavy mood with a joke.

او سعی کرد با یک شوخی، فضای سنگین را تلطیف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید