peckerwood pride
افتخار پیکروود
peckerwood style
سبک پیکروود
peckerwood spirit
روحیه پیکروود
peckerwood crew
گروه پیکروود
peckerwood culture
فرهنگ پیکروود
peckerwood attitude
نگاه پیکروود
peckerwood community
جامعه پیکروود
peckerwood life
زندگی پیکروود
peckerwood values
ارزشهای پیکروود
peckerwood legacy
میراث پیکروود
he always acts like a peckerwood when he doesn't get his way.
او همیشه وقتی که نمیخواهد به روش خود عمل کند، مانند یک فرد بیفرهنگ رفتار میکند.
don't be such a peckerwood; just admit you were wrong.
اینقدر مثل یک فرد بیفرهنگ رفتار نکن؛ فقط قبول کن که اشتباه میکنی.
the peckerwood in the group kept making silly jokes.
فرد بیفرهنگ در گروه مدام شوخیهای مسخره میکرد.
she called him a peckerwood for his lack of common sense.
او او را به خاطر نداشتن عقل سلیم، فرد بیفرهنگ خطاب کرد.
he has a reputation as a peckerwood among his peers.
او در بین همسالانش به عنوان یک فرد بیفرهنگ شناخته میشود.
why do you always have to act like a peckerwood?
چرا همیشه باید مثل یک فرد بیفرهنگ رفتار کنی؟
the peckerwood's antics annoyed everyone at the party.
رفتارهای فرد بیفرهنگ باعث ناراحتی همه در مهمانی شد.
he was labeled a peckerwood after his foolish mistake.
او پس از اشتباه احمقانه خود به عنوان یک فرد بیفرهنگ شناخته شد.
sometimes, being a peckerwood can lead to unexpected fun.
گاهی اوقات، بودن یک فرد بیفرهنگ میتواند منجر به تفریح غیرمنتظره شود.
she couldn't believe he was such a peckerwood in public.
او نمیتوانست باور کند که او در حضور عموم چنین فرد بیفرهنگی است.
peckerwood pride
افتخار پیکروود
peckerwood style
سبک پیکروود
peckerwood spirit
روحیه پیکروود
peckerwood crew
گروه پیکروود
peckerwood culture
فرهنگ پیکروود
peckerwood attitude
نگاه پیکروود
peckerwood community
جامعه پیکروود
peckerwood life
زندگی پیکروود
peckerwood values
ارزشهای پیکروود
peckerwood legacy
میراث پیکروود
he always acts like a peckerwood when he doesn't get his way.
او همیشه وقتی که نمیخواهد به روش خود عمل کند، مانند یک فرد بیفرهنگ رفتار میکند.
don't be such a peckerwood; just admit you were wrong.
اینقدر مثل یک فرد بیفرهنگ رفتار نکن؛ فقط قبول کن که اشتباه میکنی.
the peckerwood in the group kept making silly jokes.
فرد بیفرهنگ در گروه مدام شوخیهای مسخره میکرد.
she called him a peckerwood for his lack of common sense.
او او را به خاطر نداشتن عقل سلیم، فرد بیفرهنگ خطاب کرد.
he has a reputation as a peckerwood among his peers.
او در بین همسالانش به عنوان یک فرد بیفرهنگ شناخته میشود.
why do you always have to act like a peckerwood?
چرا همیشه باید مثل یک فرد بیفرهنگ رفتار کنی؟
the peckerwood's antics annoyed everyone at the party.
رفتارهای فرد بیفرهنگ باعث ناراحتی همه در مهمانی شد.
he was labeled a peckerwood after his foolish mistake.
او پس از اشتباه احمقانه خود به عنوان یک فرد بیفرهنگ شناخته شد.
sometimes, being a peckerwood can lead to unexpected fun.
گاهی اوقات، بودن یک فرد بیفرهنگ میتواند منجر به تفریح غیرمنتظره شود.
she couldn't believe he was such a peckerwood in public.
او نمیتوانست باور کند که او در حضور عموم چنین فرد بیفرهنگی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید