ped

[ایالات متحده]/pɛd/
[بریتانیا]/pɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خاک، پا، پا، پایه، نابالغ، کودک
abbr. داده‌های تجهیزات شخصی؛ اداره مهندسی نفت؛ پدال؛ پایه؛ عابر پیاده
Word Forms
صفت تفضیلیpedder

عبارات و ترکیب‌ها

pedal power

قدرت پدال

pedestrian zone

منطقه ویژه عابر پیاده

pedicab service

خدمات ریکشا

pedicure spa

اسپای پدیکور

pedal boat

قایق پداله

pedal assist

کمک پدال

pedal stroke

حرکت پدالی

pedagogical method

روش آموزشی

pedal car

خودروی پداله

pedestrian bridge

پل عابر پیاده

جملات نمونه

he decided to pedal to work every day.

او تصمیم گرفت هر روز با دوچرخه به محل کار برود.

the children love to pedal their bikes in the park.

کودکان عاشق دوچرخه سواری در پارک هستند.

she pedaled faster to catch up with her friends.

او برای رسیدن به دوستانش سریعتر رکاب زد.

pedal power is a great way to stay fit.

قدرت رکاب زدن راهی عالی برای تناسب اندام است.

he adjusted the seat before pedaling away.

او قبل از دور شدن، صندلی را تنظیم کرد.

the bike has a comfortable pedal design.

دوچرخه دارای طراحی پدال راحت است.

she felt free as she pedaled down the hill.

او احساس آزادی کرد وقتی که در سرازیری رکاب می زد.

pedaling uphill can be quite challenging.

رکاب زدن در سربالایی می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

he bought new pedals for his racing bike.

او پدال های جدیدی برای دوچرخه مسابقه اش خرید.

they organized a pedal-powered event for charity.

آنها یک رویداد با نیروی رکاب برای کمک به خیریه سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید