pedodontist

[ایالات متحده]/ˈpɛdəˌdɒntɪst/
[بریتانیا]/ˈpɛdəˌdɑːntɪst/

ترجمه

n. دندانپزشکی که روی درمان دندان کودکان تخصص دارد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

pedodontist visit

مراجعه به پدیاتر دندانپزشک

pedodontist appointment

نوبakت با پدیاتر دندانپزشک

see the pedodontist

به پدیاتر دندانپزشک بروید

the pedodontist

پدیاتر دندانپزشک

your pedodontist

پدیاتر دندانپزشک شما

pedodontist says

پدیاتر دندانپزشک می‌گوید

pedodontist recommended

پدیاتر دندانپزشک توصیه کرد

pedodontist checkup

بررسی پدیاتر دندانپزشک

pedodontist care

مراقبت پدیاتر دندانپزشک

pedodontist treatment

درمان پدیاتر دندانپزشک

جملات نمونه

you should take your child to see a pedodontist by their first birthday.

باید کودک خود را تا یک سالگی به یک پدودنتیست ببرید.

a pedodontist specializes in managing the dental anxiety of young patients.

یک پدودنتیست متخصص در مدیریت اضطراب دندانی بیماران جوان است.

the pedodontist applied dental sealants to protect the boy's molars.

پدودنتیست لایه‌بندی دندانی را روی دندانهای پشت پسر کاربرد داد تا آنها را حفظ کند.

regular checkups with a pedodontist help prevent cavities in children.

کنترل‌های منظم با یک پدودنتیست به جلوگیری از ته‌های دندان در کودکان کمک می‌کند.

the pedodontist recommended a fluoride treatment to strengthen the tooth enamel.

پدودنتیست درمان فلوئوراید را برای تقویت لایه دندانی توصیه کرد.

finding a qualified pedodontist nearby is important for your child's oral health.

یافتن یک پدودنتیست معتبر در نزدیکی شما برای سلامت دهان و زبان کودک شما مهم است.

the pedodontist gently explained the procedure to the nervous child.

پدودنتیست به کودک نگران به آرامی فرایند را توضیح داد.

pedodontists have additional training to treat children with special needs.

پدودنتیست‌ها آموزش‌های اضافی برای درمان کودکان با نیازهای ویژه دارند.

the pedodontist repaired the chipped tooth with a white filling.

پدودنتیست دندان شکسته را با یک پرکننده سفید تعمیر کرد.

a pedodontist can provide guidance on thumb sucking and pacifier use.

یک پدودنتیست می‌تواند راهنمایی در مورد گرفتن انگشت و استفاده از گوشه‌پر در کودکان ارائه دهد.

the clinic features a colorful waiting room designed by a pedodontist.

کلینیک یک اتاق انتظار رنگی دارد که توسط یک پدودنتیست طراحی شده است.

the pedodontist advised the parents to limit the child's sugar intake.

پدودنتیست به والدین توصیه کرد تا مصرف قند کودک را محدود کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید