peels

[ایالات متحده]/piːlz/
[بریتانیا]/piːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش خارجی میوه‌ها یا سبزیجات
v. پوشش خارجی را از میوه‌ها یا سبزیجات برداشتن؛ لایه‌لایه جدا شدن؛ افتادن

عبارات و ترکیب‌ها

fruit peels

پوست میوه

orange peels

پوست پرتقال

banana peels

پوست موز

potato peels

پوست سیب زمینی

apple peels

پوست سیب

citrus peels

پوست مرکبات

vegetable peels

پوست سبزیجات

peels off

از پوست جدا می‌شود

peels away

دور می‌شود

peels back

پوسته می‌کند

جملات نمونه

he peels the apple before eating it.

او قبل از خوردن آن سیب را پوست می‌گیرد.

she carefully peels the orange for her son.

او با دقت پوست پرتقال را برای پسرش پوست می‌گیرد.

they peels the potatoes to prepare for dinner.

آنها سیب‌زمینی‌ها را پوست می‌گیرند تا برای شام آماده شوند.

he peels the banana quickly.

او به سرعت پوست موز را می‌گیرد.

she peels the cucumber for the salad.

او خیار را برای سالاد پوست می‌گیرد.

he peels the carrot before grating it.

او قبل از رنده کردن پوست هویج را می‌گیرد.

she peels the kiwi with a knife.

او پوست کیوی را با چاقو می‌گیرد.

they peels the mango to enjoy its sweetness.

آنها پوست هندوانه را می‌گیرند تا از شیرینی آن لذت ببرند.

he peels the sweet potato for baking.

او پوست سیب‌زمینی شیرین را برای پختن می‌گیرد.

she peels the skin off the boiled eggs.

او پوست تخم مرغ آب پز را می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید