peeves

[ایالات متحده]/piːvz/
[بریتانیا]/piːvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که آزار می‌دهند یا ناراحت می‌کنند؛ کینه‌ها؛ اشیاء آزاردهنده
v. آزار دادن یا ناراحت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pet peeves

حساسیت‌های کوچک

common peeves

حساسیت‌های رایج

biggest peeves

بزرگترین حساسیت‌ها

minor peeves

حساسیت‌های جزئی

personal peeves

حساسیت‌های شخصی

daily peeves

حساسیت‌های روزانه

little peeves

حساسیت‌های کوچک

quirky peeves

حساسیت‌های عجیب و غریب

specific peeves

حساسیت‌های خاص

frequent peeves

حساسیت‌های مکرر

جملات نمونه

one of my biggest peeves is when people chew loudly.

یکی از بزرگترین آزاردهنده‌های من این است که مردم با صدای بلند آدامس بجوند.

her constant lateness is a major peeve for me.

تاخیر مداوم او یک آزار بزرگی برای من است.

one of my pet peeves is when people interrupt me.

یکی از آزاردهنده‌های من این است که مردم صحبت مرا قطع کنند.

it really peeves me when someone leaves the lights on.

وقتی کسی چراغ‌ها را روشن می‌گذارد، واقعاً آزار می‌دهم.

his habit of not replying to messages is a huge peeve.

عادت او به پاسخ ندادن به پیام‌ها یک آزار بزرگ است.

one of my peeves is when people don't say thank you.

یکی از آزاردهنده‌های من این است که مردم تشکر نمی‌کنند.

it peeves me when people don't respect personal space.

وقتی مردم به فضای شخصی دیگران احترام نمی‌گذارند، آزار می‌دهم.

her constant complaining is a real peeve for everyone.

شکایت مداوم او یک آزار واقعی برای همه است.

one of my peeves is when people misuse common phrases.

یکی از آزاردهنده‌های من این است که مردم عبارات رایج را به درستی استفاده نمی‌کنند.

it peeves me when someone cuts in line.

وقتی کسی در صف جاخالی می‌دهد، آزار می‌دهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید