peevishnesses

[ایالات متحده]/ˈpiːvɪʃnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈpiːvɪʃnəsɪz/

ترجمه

n. ویژگی آسان ناراحت یا آزرده شدن

عبارات و ترکیب‌ها

her peevishnesses

خشم‌های او

his peevishnesses

خشم‌های او

many peevishnesses

خشم‌های زیاد

various peevishnesses

خشم‌های مختلف

endless peevishnesses

خشم‌های بی‌پایان

childish peevishnesses

خشم‌های کودکانه

frequent peevishnesses

خشم‌های مکرر

minor peevishnesses

خشم‌های جزئی

daily peevishnesses

خشم‌های روزانه

constant peevishnesses

خشم‌های دائمی

جملات نمونه

her peevishnesses often caused tension in the group.

خشم‌های او اغلب باعث ایجاد تنش در گروه می‌شد.

he tried to ignore her peevishnesses during the meeting.

او سعی کرد خشم‌های او را در طول جلسه نادیده بگیرد.

the child's peevishnesses were a result of being tired.

خشم‌های کودک نتیجه خستگی بود.

they laughed off her peevishnesses as part of her personality.

آنها خشم‌های او را به عنوان بخشی از شخصیتش دست کم گرفتند.

his peevishnesses often made him difficult to work with.

خشم‌های او اغلب باعث می‌شد با او کار کردن دشوار باشد.

she apologized for her peevishnesses after a long day.

او پس از یک روز طولانی برای خشم‌هایش عذرخواهی کرد.

despite her peevishnesses, everyone appreciated her contributions.

با وجود خشم‌های او، همه از کمک‌های او قدردانی می‌کردند.

his peevishnesses were often overlooked by his friends.

دوستانش اغلب خشم‌های او را نادیده می‌گرفتند.

they learned to cope with each other's peevishnesses over time.

آنها در طول زمان یاد گرفتند که با خشم‌های یکدیگر کنار بیایند.

her peevishnesses were often a sign of underlying stress.

خشم‌های او اغلب نشانه‌ای از استرس پنهان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید