pegs

[ایالات متحده]/pɛɡz/
[بریتانیا]/pɛɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میخ‌های جمع؛ دستگاهی برای نگه داشتن چیزها در کنار هم؛ میخ‌های چادر؛ قلاب‌ها
v. سوم شخص مفرد میخ؛ برای محکم کردن با میخ یا گیره؛ برای ثابت یا محکم کردن به طور مطمئن

عبارات و ترکیب‌ها

clothes pegs

گیره لباس

wooden pegs

گیره‌های چوبی

metal pegs

گیره‌های فلزی

tent pegs

چرخونک چادر

garden pegs

چرخونک باغ

marker pegs

چرخونک نشانگر

safety pegs

چرخونک ایمنی

plastic pegs

گیره‌های پلاستیکی

anchor pegs

چرخونک لنگر

climbing pegs

چرخونک صعود

جملات نمونه

she used pegs to secure the tent in the wind.

او از گیره‌ها برای محکم کردن چادر در برابر باد استفاده کرد.

he painted the wooden pegs in bright colors.

او میخ‌های چوبی را با رنگ‌های روشن رنگ کرد.

the children played a game using pegs as markers.

کودکان با استفاده از میخ‌ها به عنوان نشانگر بازی کردند.

she organized the laundry with pegs on the line.

او با استفاده از گیره‌ها لباس‌ها را روی طناب مرتب کرد.

he lost one of the pegs for his camping gear.

او یکی از گیره‌های وسایل کمپینگ خود را گم کرد.

they used pegs to hold the fabric in place while sewing.

آنها از میخ‌ها برای نگه داشتن پارچه در جای خود در هنگام دوختن استفاده کردند.

the game requires players to knock down pegs with a ball.

این بازی به بازیکنان نیاز دارد که با توپ میخ‌ها را سر بیندازند.

she hung the pictures on the wall with small pegs.

او عکس‌ها را با استفاده از میخ‌های کوچک روی دیوار آویزان کرد.

he marked the field with pegs to outline the boundaries.

او با استفاده از میخ‌ها محدوده را مشخص کرد.

the gardener used pegs to guide the growth of the plants.

باغبانی از میخ‌ها برای هدایت رشد گیاهان استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید