clothes pegs
گیره لباس
wooden pegs
گیرههای چوبی
metal pegs
گیرههای فلزی
tent pegs
چرخونک چادر
garden pegs
چرخونک باغ
marker pegs
چرخونک نشانگر
safety pegs
چرخونک ایمنی
plastic pegs
گیرههای پلاستیکی
anchor pegs
چرخونک لنگر
climbing pegs
چرخونک صعود
she used pegs to secure the tent in the wind.
او از گیرهها برای محکم کردن چادر در برابر باد استفاده کرد.
he painted the wooden pegs in bright colors.
او میخهای چوبی را با رنگهای روشن رنگ کرد.
the children played a game using pegs as markers.
کودکان با استفاده از میخها به عنوان نشانگر بازی کردند.
she organized the laundry with pegs on the line.
او با استفاده از گیرهها لباسها را روی طناب مرتب کرد.
he lost one of the pegs for his camping gear.
او یکی از گیرههای وسایل کمپینگ خود را گم کرد.
they used pegs to hold the fabric in place while sewing.
آنها از میخها برای نگه داشتن پارچه در جای خود در هنگام دوختن استفاده کردند.
the game requires players to knock down pegs with a ball.
این بازی به بازیکنان نیاز دارد که با توپ میخها را سر بیندازند.
she hung the pictures on the wall with small pegs.
او عکسها را با استفاده از میخهای کوچک روی دیوار آویزان کرد.
he marked the field with pegs to outline the boundaries.
او با استفاده از میخها محدوده را مشخص کرد.
the gardener used pegs to guide the growth of the plants.
باغبانی از میخها برای هدایت رشد گیاهان استفاده کرد.
clothes pegs
گیره لباس
wooden pegs
گیرههای چوبی
metal pegs
گیرههای فلزی
tent pegs
چرخونک چادر
garden pegs
چرخونک باغ
marker pegs
چرخونک نشانگر
safety pegs
چرخونک ایمنی
plastic pegs
گیرههای پلاستیکی
anchor pegs
چرخونک لنگر
climbing pegs
چرخونک صعود
she used pegs to secure the tent in the wind.
او از گیرهها برای محکم کردن چادر در برابر باد استفاده کرد.
he painted the wooden pegs in bright colors.
او میخهای چوبی را با رنگهای روشن رنگ کرد.
the children played a game using pegs as markers.
کودکان با استفاده از میخها به عنوان نشانگر بازی کردند.
she organized the laundry with pegs on the line.
او با استفاده از گیرهها لباسها را روی طناب مرتب کرد.
he lost one of the pegs for his camping gear.
او یکی از گیرههای وسایل کمپینگ خود را گم کرد.
they used pegs to hold the fabric in place while sewing.
آنها از میخها برای نگه داشتن پارچه در جای خود در هنگام دوختن استفاده کردند.
the game requires players to knock down pegs with a ball.
این بازی به بازیکنان نیاز دارد که با توپ میخها را سر بیندازند.
she hung the pictures on the wall with small pegs.
او عکسها را با استفاده از میخهای کوچک روی دیوار آویزان کرد.
he marked the field with pegs to outline the boundaries.
او با استفاده از میخها محدوده را مشخص کرد.
the gardener used pegs to guide the growth of the plants.
باغبانی از میخها برای هدایت رشد گیاهان استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید