pelvimeter

[ایالات متحده]/ˈpɛlvɪˌmiːtə/
[بریتانیا]/ˈpɛlvɪˌmiːtər/

ترجمه

n. ابزاری برای اندازه‌گیری ابعاد لگن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pelvimeter measurement

اندازه‌گیری پلوویومتر

using a pelvimeter

استفاده از پلوویومتر

pelvimeter calibration

کالیبراسیون پلوویومتر

pelvimeter reading

خواندن پلوویومتر

pelvimeter assessment

ارزیابی پلوویومتر

digital pelvimeter

پلوویومتر دیجیتال

pelvimeter tool

ابزار پلوویومتر

pelvimeter usage

نحوه استفاده از پلوویومتر

manual pelvimeter

پلوویومتر دستی

pelvimeter design

طراحی پلوویومتر

جملات نمونه

the doctor used a pelvimeter to measure the pelvis.

پزشک از پلوویومتر برای اندازه گیری لگن استفاده کرد.

pelvimeters are essential tools in obstetrics.

پلوویومترها ابزارهای ضروری در زنان و زایمان هستند.

she learned how to use a pelvimeter during her training.

او یاد گرفت که چگونه از پلوویومتر در طول آموزش خود استفاده کند.

the midwife explained the importance of the pelvimeter.

زایمانگر اهمیت پلوویومتر را توضیح داد.

using a pelvimeter can help assess birth complications.

استفاده از پلوویومتر می تواند به ارزیابی عوارض زایمان کمک کند.

he carefully recorded the measurements taken with the pelvimeter.

او به دقت اندازه گیری های انجام شده با پلوویومتر را ثبت کرد.

the pelvimeter is often used in prenatal assessments.

پلوویومتر اغلب در ارزیابی های دوران بارداری استفاده می شود.

she felt confident using the pelvimeter for the first time.

او احساس اعتماد به نفس کرد که برای اولین بار از پلوویومتر استفاده می کند.

understanding how to use a pelvimeter is crucial for healthcare professionals.

درک نحوه استفاده از پلوویومتر برای متخصصان مراقبت های بهداشتی بسیار مهم است.

the pelvimeter helped determine the best delivery method.

پلوویومتر به تعیین بهترین روش زایمان کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید