penalizer

[ایالات متحده]/'pi:nəlaɪzə/
[بریتانیا]/'pi:nəlaɪzər/

ترجمه

n. شخص یا نهاد که جریمه‌ای تحمیل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

penalizer rule

قانون مجازات

penalizer effect

اثر مجازات

penalizer system

سیستم مجازات

penalizer policy

سیاست مجازات

penalizer action

اقدام مجازات

penalizer mechanism

مکانیزم مجازات

penalizer clause

ماده مجازات

penalizer measure

معیار مجازات

penalizer function

وظیفه مجازات

penalizer approach

رویکرد مجازات

جملات نمونه

the penalizer imposed a fine for the violation.

مجازات‌کننده جریمه‌ای را به دلیل نقض اعمال کرد.

in the game, the penalizer can change the outcome.

در بازی، مجازات‌کننده می‌تواند نتیجه را تغییر دهد.

the penalizer's decision was final and binding.

تصمیم مجازات‌کننده نهایی و قطعی بود.

players must be aware of the penalizer's rules.

بازیکنان باید از قوانین مجازات‌کننده آگاه باشند.

he acted as a penalizer to maintain order.

او به عنوان مجازات‌کننده برای حفظ نظم عمل کرد.

the penalizer evaluated the situation carefully.

مجازات‌کننده با دقت وضعیت را ارزیابی کرد.

being a penalizer requires impartial judgment.

مجازات‌کننده بودن نیاز به قضاوت بی‌طرفانه دارد.

the penalizer's role is crucial in the competition.

نقش مجازات‌کننده در مسابقه بسیار مهم است.

players respect the penalizer's authority.

بازیکنان به اقتدار مجازات‌کننده احترام می‌گذارند.

the penalizer reviewed the evidence before making a decision.

مجازات‌کننده قبل از تصمیم‌گیری مدارک را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید