The enforcer made sure everyone followed the rules.
اجرا کننده اطمینان حاصل کرد که همه قوانین را رعایت کنند.
The enforcer was known for his strict enforcement of the law.
اجرا کننده به دلیل اجرای سختگیرانه قانون مشهور بود.
The enforcer was tasked with maintaining order in the community.
اجرا کننده مسئول حفظ نظم در جامعه بود.
The enforcer was feared by all who dared to break the law.
اجرا کننده توسط همه کسانی که جرات می کردند قانون را بشکنند، مورد ترس بود.
The mob enforcer was a ruthless individual.
اجرا کننده مافیا یک فرد بیرحم بود.
The enforcer cracked down on illegal activities in the area.
اجرا کننده با قاطعیت بر فعالیتهای غیرقانونی در منطقه سرکوب کرد.
The enforcer's presence alone was often enough to deter crime.
حضور اجرا کننده به تنهایی اغلب برای بازدارندگی از جرم کافی بود.
The enforcer was responsible for ensuring compliance with regulations.
اجرا کننده مسئول اطمینان از رعایت مقررات بود.
The enforcer's reputation preceded him wherever he went.
شهرت اجرا کننده پیش از او به هر کجا که می رفت، وجود داشت.
The enforcer was a key figure in maintaining law and order.
اجرا کننده یک چهره کلیدی در حفظ قانون و نظم بود.
But China will need to be the chief enforcer of the sanctions if they are to work.
اما چین باید رئیس مجری تحریمها باشد تا زمانی که بخواهند مؤثر باشند.
منبع: The Economist (Summary)If it is unwilling to act as enforcer, its own norms will fray.
اگر مایل به ایفای نقش مجری نباشد، هنجارهای خود را از دست خواهد داد.
منبع: The Economist - ComprehensiveAnd by " enforcer" , you mean he's our perpetrator?
و با "مجری" منظورتان این است که او مقصر ماست؟
منبع: TV series Person of Interest Season 2Our enforcer is in love with the woman he was sent to kill?
آیا مجری ما عاشق زنی است که برای کشتن او فرستاده شده است؟
منبع: TV series Person of Interest Season 2Mnangagwa's critics say this is hypocrisy. He was Mugabe's fixer and enforcer for decades.
منتقدان منگنگاوا میگویند این ریاکاری است. او برای دههها، فردی دست و پا چلفتی و مجری او بود.
منبع: NPR News Summary June 2018 CollectionA few months before this, Mugabe's enforcer, one of his most loyal servants, had betrayed him.
چند ماه قبل از این، مجری موگابه، یکی از وفادارترین خادمانش، او را خیانت کرد.
منبع: NPR News September 2019 CompilationWith drones providing a new data set, law enforcers can not only solve crimes but make their communities safer.
با استفاده از پهپادها که مجموعه دادههای جدیدی را ارائه میدهند، مجریان قانون نه تنها میتوانند جرایم را حل کنند، بلکه جوامع خود را ایمنتر میکنند.
منبع: VOA Video HighlightsI just-- -Whoa, did you fight the enforcers?
من فقط-- -وای، آیا با مجریها جنگیدید؟
منبع: League of Legends: Arcane Original SoundtrackThis is where resurgent antitrust enforcers can make a difference.
اینجاست که مجریان ضد انحصار در حال احیا میتوانند تفاوت ایجاد کنند.
منبع: The EconomistHalf a dozen enforcers, dead. Enforcers. Dead.
شش مجری، مرده. مجری. مرده.
منبع: League of Legends: Arcane Original Soundtrackلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید