pendentive

[ایالات متحده]/pɛnˈdɛntɪv/
[بریتانیا]/pɛnˈdɛntɪv/

ترجمه

n. یک بخش مثلثی مقعر از یک گنبد؛ بخشی که توسط یک پایه یا حمایت در یک گنبد متقاطع پشتیبانی می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pendentive dome

گنبد معلق

pendentive arch

طاقچه معلق

pendentive construction

ساختمان معلق

pendentive support

پشتیبانی معلق

pendentive design

طراحی معلق

pendentive transition

انتقال معلق

pendentive system

سیستم معلق

pendentive feature

ویژگی معلق

pendentive elements

عناصر معلق

pendentive architecture

معماری معلق

جملات نمونه

the architect designed the dome with a pendentive structure.

معمار گنبد را با سازه معلق طراحی کرد.

pendentives are crucial for supporting large domes.

معلق‌ها برای حمایت از گنبدهای بزرگ حیاتی هستند.

the use of pendentives allows for more open interior spaces.

استفاده از معلق‌ها امکان ایجاد فضاهای داخلی بازتر را فراهم می‌کند.

many byzantine churches feature elegant pendentives.

کلیساهای بسیاری بیزانسی دارای معلق‌های زیبا هستند.

the pendentive technique was revolutionary in architecture.

تکنیک معلق یک انقلاب در معماری بود.

artists often depict pendentives in their architectural drawings.

هنرمندان اغلب معلق‌ها را در نقشه‌های معماری خود به تصویر می‌کشند.

understanding pendentives is essential for architecture students.

درک معلق‌ها برای دانشجویان معماری ضروری است.

the pendentive's design helps distribute the weight of the dome.

طراحی معلق به توزیع وزن گنبد کمک می‌کند.

in modern architecture, pendentives are still used creatively.

در معماری مدرن، معلق‌ها هنوز به طور خلاقانه استفاده می‌شوند.

she explained how pendentives enhance the beauty of a building.

او توضیح داد که چگونه معلق‌ها باعث افزایش زیبایی یک ساختمان می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید