penises

[ایالات متحده]/ˈpɛnɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈpɛnɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع آلت تناسلی؛ اندام‌های زناشویی

عبارات و ترکیب‌ها

big penises

penis های بزرگ

small penises

penis های کوچک

multiple penises

penis های متعدد

average penises

penis های متوسط

flaccid penises

penis های شل

erect penises

penis های سخت

human penises

penis های انسانی

animal penises

penis های حیوانی

fake penises

penis های تقلبی

healthy penises

penis های سالم

جملات نمونه

some animals have larger penises than others.

برخی از حیوانات نسبت به سایرین دارای آلت تناسلی بزرگتری هستند.

penises come in various shapes and sizes.

آلت تناسلی در اشکال و اندازه‌های مختلف وجود دارد.

many cultures have different views on penises.

فرهنگ‌های بسیاری دیدگاه‌های متفاوتی در مورد آلت تناسلی دارند.

penises can be a topic of humor in many jokes.

آلت تناسلی می‌تواند موضوعی برای شوخی در بسیاری از لطیفه‌ها باشد.

education about penises is important for sexual health.

آموزش در مورد آلت تناسلی برای سلامت جنسی مهم است.

some medical conditions affect the size of penises.

برخی شرایط پزشکی بر اندازه آلت تناسلی تأثیر می‌گذارند.

penises are often depicted in art and literature.

آلت تناسلی اغلب در هنر و ادبیات به تصویر کشیده می‌شود.

understanding penises can help with sexual education.

درک آلت تناسلی می‌تواند به آموزش جنسی کمک کند.

there are myths surrounding the size of penises.

افسانه‌هایی در مورد اندازه آلت تناسلی وجود دارد.

penises can be a source of insecurity for some men.

آلت تناسلی می‌تواند منبع ناامنی برای برخی از مردان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید