erection

[ایالات متحده]/ɪ'rekʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ɪ'rɛkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ایستادن به صورت عمودی؛ ساخت و ساز؛ ساختمان؛;یک ساختن.

عبارات و ترکیب‌ها

penile erection

نعوظ

erection work

کار نعوظ

جملات نمونه

the erection of a statue

احداث مجسمه

The erection of the new hospital took several years.

احداث بیمارستان جدید چندین سال طول کشید.

the school was a hideous cuboid erection of brick and glass.

مدرسه یک ساختار مکعبی زشت از آجر و شیشه بود.

fees will be levied for the erection of monuments.

برای ساختن بناهای تاریخی هزینه دریافت خواهد شد.

We shall complete the manhour requirements for the site fabrication( site erection) of this drawing.

ما الزامات ساعات کاری برای ساخت و ساز (ساخت) سایت این نقشه را تکمیل خواهیم کرد.

We shall complete the manhour requirements for the site fabrication (site erection ) of this drawing.

ما الزامات ساعات کاری برای ساخت و ساز (ساخت) سایت این نقشه را تکمیل خواهیم کرد.

The secretary came to apprise us that the erection of the monster machine had been successfully completed.

منشی به ما اطلاع داد که ساخت ماشین هیولا با موفقیت به پایان رسیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید