pennywhistles

[ایالات متحده]/ˈpɛn.iˌwɪs.əlz/
[بریتانیا]/ˈpɛn.iˌwɪs.əlz/

ترجمه

n. جغجغه‌های اسباب‌بازی؛ جغجغه‌های قلع
adj. از کیفیت پایین

عبارات و ترکیب‌ها

pennywhistles band

گروه نی‌انبان

play pennywhistles

اجرای نی‌انبان

pennywhistles music

موسیقی نی‌انبان

pennywhistles player

نوازنده نی‌انبان

pennywhistles tune

ملودی نی‌انبان

pennywhistles festival

جشنواره نی‌انبان

pennywhistles shop

فروشگاه نی‌انبان

pennywhistles collection

مجموعه نی‌انبان

pennywhistles lesson

درس نی‌انبان

pennywhistles sound

صدای نی‌انبان

جملات نمونه

he played a cheerful tune on his pennywhistles.

او یک ملودی شاد را با فلوت‌های سوت خود نواخت.

the children enjoyed the sound of the pennywhistles during the parade.

کودکان از صدای فلوت‌های سوت در طول رژه لذت بردند.

she collected various types of pennywhistles from around the world.

او انواع مختلف فلوت‌های سوت را از سراسر جهان جمع‌آوری کرد.

learning to play the pennywhistles can be quite fun.

یادگیری نواختن فلوت‌های سوت می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد.

the musician featured pennywhistles in his latest album.

موسیقی‌دان از فلوت‌های سوت در آخرین آلبوم خود استفاده کرد.

pennywhistles are often used in folk music.

فلوت‌های سوت اغلب در موسیقی محلی استفاده می‌شوند.

she gifted him a set of colorful pennywhistles.

او یک مجموعه فلوت‌های سوت رنگارنگ به او هدیه داد.

during the festival, pennywhistles filled the air with melody.

در طول جشنواره، فلوت‌های سوت هوا را با ملودی پر کردند.

he learned to play the pennywhistles from his grandfather.

او نواختن فلوت‌های سوت را از پدربزرگش یاد گرفت.

the sound of pennywhistles brought back fond memories.

صدای فلوت‌های سوت خاطرات خوش را زنده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید