pensioning

[ایالات متحده]/ˈpɛnʃənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɛnʃənɪŋ/

ترجمه

n. پرداخت بازنشستگی; کمک هزینه; یارانه
v. اعطاء مستمری یا کمک هزینه

عبارات و ترکیب‌ها

pensioning scheme

طرح بازنشستگی

pensioning fund

صندوق بازنشستگی

pensioning options

گزینه‌های بازنشستگی

pensioning age

سن بازنشستگی

pensioning benefits

مزایای بازنشستگی

pensioning plan

برنامه بازنشستگی

pensioning authority

مرجع بازنشستگی

pensioning rules

قوانین بازنشستگی

pensioning system

سیستم بازنشستگی

pensioning process

فرآیند بازنشستگی

جملات نمونه

she is considering pensioning off her old horse.

او در حال بررسی بازنشستگی اسب پیرش است.

the company is pensioning its employees after 30 years of service.

شرکت پس از 30 سال خدمت، کارمندان خود را بازنشست می‌کند.

he started pensioning early to enjoy his retirement.

او برای لذت بردن از دوران بازنشستگی، زود بازنشست شد.

pensioning off the outdated machinery was necessary for efficiency.

بازنشستگی ماشین‌آلات قدیمی برای افزایش کارایی ضروری بود.

they are pensioning out the workers who are close to retirement age.

آنها کارگرانی که نزدیک به سن بازنشستگی هستند را بازنشست می‌کنند.

pensioning plans should be reviewed regularly.

برنامه‌های بازنشستگی باید به طور منظم بررسی شوند.

he is thinking about pensioning his business to travel the world.

او در مورد بازنشستگی کسب و کارش برای سفر به seluruh dunia فکر می‌کند.

pensioning off the fleet of buses was a difficult decision.

بازنشستگی ناوگان اتوبوس‌ها یک تصمیم دشوار بود.

they are pensioning off the staff due to the economic downturn.

به دلیل رکود اقتصادی، آنها کارکنان را بازنشست می‌کنند.

pensioning systems vary greatly from one country to another.

سیستم‌های بازنشستگی از یک کشور به کشور دیگر بسیار متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید