pentremite

[ایالات متحده]/ˈpentrɪmaɪt/
[بریتانیا]/ˈpentrɪmaɪt/

ترجمه

n. فسیلی از یک جاندار دریایی اکینودرم منقرض شده، فسیل بластوئید.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the geologist discovered a rare pentremite formation in the mountain cave.

ژئولوژیست یک شکل‌گیری نادر از پنتریمیت را در غار کوه کشف کرد.

pentremite crystals can be found in volcanic rock specimens.

کریستال‌های پنتریمیت در نمونه‌های سنگ‌های آتشفشانی یافت می‌شوند.

the museum acquired a beautiful pentremite specimen for its collection.

موزه یک نمونه زیبای پنتریمیت را برای جمع‌آوری خود خریداری کرد.

researchers are studying the chemical composition of pentremite.

پژوهشگران به مطالعه ترکیب شیمیایی پنتریمیت می‌پردازند.

pentremite often appears alongside other zeolite minerals.

پنتریمیت اغلب در کنار دیگر مواد معدنی زئولیت ظاهر می‌شود.

the student wrote a paper about pentremite formation processes.

دانشجو یک مقاله درباره فرایندهای شکل‌گیری پنتریمیت نوشت.

geological surveys have identified several pentremite deposits in the region.

بررسی‌های ژئولوژیکی چندین ذخیره پنتریمیت در منطقه را شناسایی کرده‌اند.

the crystal structure of pentremite is unique among minerals.

ساختار کریستالی پنتریمیت در میان مواد معدنی منحصر به فرد است.

miners extracted high-quality pentremite from the quarry.

کارگر معدن پنتریمیت با کیفیت بالا را از کارخانه استخراج کردند.

the amateur geologist collected samples of pentremite during the expedition.

ژئولوژیست علاقه‌مند جمع‌آوری نمونه‌های پنتریمیت در طول این کاوش را انجام داد.

laboratory analysis confirmed the presence of pentremite in the sample.

تحلیل آزمایشگاهی حضور پنتریمیت در نمونه را تأیید کرد.

pentremite formations indicate ancient volcanic activity in the area.

شکل‌گیری‌های پنتریمیت فعالیت‌های آتشفشانی باستانی در این منطقه را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید